preyed

[ایالات متحده]/prɛɪd/
[بریتانیا]/prɛɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از شکار; برای غذا شکار کردن یا به چنگ آوردن; عذاب دادن یا رنجاندن; با فریب زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

preyed upon

مطمعه شد

preyed upon by

در معرض طعمه قرار گرفتن

preyed on

در معرض طعمه قرار گرفتن

preyed upon animals

حیواناتی که طعمه قرار می گیرند

preyed upon prey

طعمه هایی که طعمه قرار می گیرند

preyed upon victims

قربانیانی که طعمه قرار می گیرند

preyed upon fish

ماهی هایی که طعمه قرار می گیرند

preyed upon creatures

موجوداتی که طعمه قرار می گیرند

preyed upon insects

حشرات که طعمه قرار می گیرند

جملات نمونه

the hawk preyed on the small rabbits in the field.

بازها به خرگوش‌های کوچک در مزرعه حمله می‌کردند.

many species have preyed upon the weaker ones in the ecosystem.

بسیاری از گونه‌ها بر روی ضعیف‌ترها در اکوسیستم حمله کرده‌اند.

the lion preyed on a young zebra during the hunt.

شیر در حین شکار به یک زرافه جوان حمله کرد.

sharks preyed on fish near the coral reef.

کوسه‌ها به ماهی‌هایی نزدیک به صخره مرجانی حمله می‌کردند.

the cat preyed on the unsuspecting mouse.

گربه به موشی که متوجه نبود حمله کرد.

in the wild, predators often preyed on the sick or injured animals.

در طبیعت، شکارچیان اغلب به حیوانات بیمار یا زخمی حمله می‌کردند.

during the night, owls preyed on small rodents.

در طول شب، دوزدان به جوندگان کوچک حمله می‌کردند.

the wolf pack preyed on the weakest member of the herd.

گله گرگ به ضعیف‌ترین عضو گله حمله کرد.

birds of prey have evolved to efficiently prey on other animals.

پرندگان شکاری برای حمله کارآمد به سایر حیوانات تکامل یافته‌اند.

the spider preyed on unsuspecting insects caught in its web.

عقربه به حشرات غافلگیر شده‌ای که در تارعنکوبش گرفتار شده بودند حمله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید