priapic tendencies
گرایشات ویریایی
priapic imagery
تصویرسازی ویریایی
priapic symbolism
نمادگرایی ویریایی
priapic themes
مضامین ویریایی
priapic art
هنر ویریایی
priapic literature
ادبیات ویریایی
priapic references
اشارات ویریایی
priapic motifs
الگوهای ویریایی
priapic figures
تصویرهای ویریایی
priapic expressions
عبارات ویریایی
his priapic tendencies often led to awkward situations.
گرایشهای وی به سمت ابتذال جنسی اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشاوری میشد.
the artist's work was filled with priapic symbols.
آثار هنرمند پر از نمادهای ابتذال جنسی بود.
she found his priapic jokes to be quite inappropriate.
او شوخیهای مبتذل جنسی او را کاملاً نامناسب یافت.
his priapic behavior made others uncomfortable.
رفتار مبتذل جنسی او دیگران را ناراحت میکرد.
the novel explored themes of priapic obsession.
رمان به بررسی مضامین وسواس جنسی میپرداخت.
they discussed the priapic imagery in the poem.
آنها در مورد تصاویر مبتذل جنسی در شعر بحث کردند.
his priapic fantasies were a source of humor among friends.
فانتزیهای مبتذل جنسی او منبع خنده بین دوستان بود.
the film contained priapic references that shocked the audience.
فیلم شامل ارجاعاتی به ابتذال جنسی بود که مخاطبان را شوکه کرد.
she criticized the priapic undertones in his writing.
او به مضامین پنهان مبتذل جنسی در نوشتههای او انتقاد کرد.
the discussion turned to priapic themes in modern literature.
بحث به سمت مضامین مبتذل جنسی در ادبیات مدرن تغییر کرد.
priapic tendencies
گرایشات ویریایی
priapic imagery
تصویرسازی ویریایی
priapic symbolism
نمادگرایی ویریایی
priapic themes
مضامین ویریایی
priapic art
هنر ویریایی
priapic literature
ادبیات ویریایی
priapic references
اشارات ویریایی
priapic motifs
الگوهای ویریایی
priapic figures
تصویرهای ویریایی
priapic expressions
عبارات ویریایی
his priapic tendencies often led to awkward situations.
گرایشهای وی به سمت ابتذال جنسی اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشاوری میشد.
the artist's work was filled with priapic symbols.
آثار هنرمند پر از نمادهای ابتذال جنسی بود.
she found his priapic jokes to be quite inappropriate.
او شوخیهای مبتذل جنسی او را کاملاً نامناسب یافت.
his priapic behavior made others uncomfortable.
رفتار مبتذل جنسی او دیگران را ناراحت میکرد.
the novel explored themes of priapic obsession.
رمان به بررسی مضامین وسواس جنسی میپرداخت.
they discussed the priapic imagery in the poem.
آنها در مورد تصاویر مبتذل جنسی در شعر بحث کردند.
his priapic fantasies were a source of humor among friends.
فانتزیهای مبتذل جنسی او منبع خنده بین دوستان بود.
the film contained priapic references that shocked the audience.
فیلم شامل ارجاعاتی به ابتذال جنسی بود که مخاطبان را شوکه کرد.
she criticized the priapic undertones in his writing.
او به مضامین پنهان مبتذل جنسی در نوشتههای او انتقاد کرد.
the discussion turned to priapic themes in modern literature.
بحث به سمت مضامین مبتذل جنسی در ادبیات مدرن تغییر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید