pricers

[ایالات متحده]/ˈpraɪsə/
[بریتانیا]/ˈpraɪsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که قیمت‌ها را ارزیابی می‌کند؛ کسی که ارزیابی می‌کند اما خرید نمی‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

high pricer

خریدار با قیمت بالا

low pricer

خریدار با قیمت پایین

best pricer

بهترین خریدار

cheap pricer

خریدار ارزان

fair pricer

خریدار منصفانه

top pricer

برترين خریدار

fixed pricer

خریدار قیمت ثابت

dynamic pricer

خریدار قیمت پویا

market pricer

خریدار بازار

premium pricer

خریدار ممتاز

جملات نمونه

the pricer needs to analyze market trends.

متخصص قیمت‌گذاری باید روند بازار را تجزیه و تحلیل کند.

our pricer adjusted the rates based on demand.

متخصص قیمت‌گذاری ما نرخ‌ها را بر اساس تقاضا تنظیم کرد.

hiring a skilled pricer can improve profitability.

استخدام یک متخصص قیمت‌گذاری ماهر می‌تواند سودآوری را بهبود بخشد.

the pricer provided a detailed report on pricing strategies.

متخصص قیمت‌گذاری گزارشی مفصل در مورد استراتژی‌های قیمت‌گذاری ارائه داد.

we rely on the pricer for competitive analysis.

ما برای تجزیه و تحلیل رقابتی به متخصص قیمت‌گذاری متکی هستیم.

a good pricer understands customer behavior.

یک متخصص قیمت‌گذاری خوب رفتار مشتری را درک می‌کند.

the pricer set prices to maximize sales volume.

متخصص قیمت‌گذاری قیمتی تعیین کرد تا حجم فروش را به حداکثر برساند.

collaboration with the pricer is essential for success.

همکاری با متخصص قیمت‌گذاری برای موفقیت ضروری است.

the pricer used software to streamline the pricing process.

متخصص قیمت‌گذاری از نرم‌افزار برای ساده‌سازی فرآیند قیمت‌گذاری استفاده کرد.

feedback from sales helps the pricer refine strategies.

بازخورد از فروش به متخصص قیمت‌گذاری کمک می‌کند تا استراتژی‌ها را اصلاح کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید