primmer

[ایالات متحده]/ˈprɪmə/
[بریتانیا]/ˈprɪmər/

ترجمه

adj. بیشتر مرتب؛ منظم؛ (شخص) مرتب و درست

عبارات و ترکیب‌ها

basic primmer

معرفی مقدماتی

reading primmer

معرفی مقدماتی خواندن

math primmer

معرفی مقدماتی ریاضی

writing primmer

معرفی مقدماتی نوشتن

art primmer

معرفی مقدماتی هنر

science primmer

معرفی مقدماتی علم

history primmer

معرفی مقدماتی تاریخ

grammar primmer

معرفی مقدماتی دستور زبان

language primmer

معرفی مقدماتی زبان

music primmer

معرفی مقدماتی موسیقی

جملات نمونه

she used a primmer to teach her child how to read.

او از یک کتاب آموزشی برای آموزش خواندن به فرزندش استفاده کرد.

the teacher recommended a good primmer for beginners.

معلم یک کتاب آموزشی خوب برای مبتدیان توصیه کرد.

he found an old primmer in the attic.

او یک کتاب آموزشی قدیمی در زیرشیرآه پیدا کرد.

using a primmer can make learning easier.

استفاده از یک کتاب آموزشی می تواند یادگیری را آسان تر کند.

the primmer includes basic vocabulary and sentences.

کتاب آموزشی شامل واژگان و جملات پایه است.

many parents choose a primmer for their children's first lessons.

بسیاری از والدین یک کتاب آموزشی را برای اولین درس های فرزندانشان انتخاب می کنند.

she flipped through the pages of the primmer with excitement.

او با هیجان از صفحات کتاب آموزشی ورق زد.

the primmer was filled with colorful illustrations.

کتاب آموزشی پر از تصاویر رنگارنگ بود.

he learned to write his name using a primmer.

او یاد گرفت که با استفاده از یک کتاب آموزشی اسم خود را بنویسد.

they purchased a primmer to help with their homeschooling.

آنها یک کتاب آموزشی برای کمک به آموزش در منزل خود خریداری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید