privates

[ایالات متحده]/ˈpraɪvɪts/
[بریتانیا]/ˈpraɪvɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه جنسی؛ سیم سوم متصل به دوشاخه؛ سربازان (جمع خصوصی)

عبارات و ترکیب‌ها

privates only

فقط برای افراد خاص

privates area

فضای خصوصی

privates first

در اولویت خصوصی

privates club

باشگاه خصوصی

privates matter

موضوع خصوصی

privates section

بخش خصوصی

privates meeting

جلسه خصوصی

privates conversation

گفتگوی خصوصی

privates event

رویداد خصوصی

privates message

پیام خصوصی

جملات نمونه

he prefers to keep his privates private.

او ترجیح می‌دهد حریم خصوصی خود را حفظ کند.

it's important to protect your privates.

محافظت از حریم خصوصی شما مهم است.

she felt uncomfortable discussing her privates.

او احساس ناراحتی می‌کرد وقتی در مورد حریم خصوصی خود صحبت می‌کرد.

he was embarrassed about his privates being exposed.

او از اینکه حریم خصوصی‌اش در معرض دید قرار گرفته خجالت می‌کشید.

they had a conversation about their privates.

آنها در مورد حریم خصوصی خود صحبت کردند.

it's essential to respect others' privates.

احترام به حریم خصوصی دیگران ضروری است.

she always guards her privates closely.

او همیشه به دقت از حریم خصوصی خود محافظت می‌کند.

understanding one's privates is part of personal growth.

درک حریم خصوصی خود بخشی از رشد شخصی است.

he shared some details about his privates with close friends.

او برخی از جزئیات مربوط به حریم خصوصی خود را با دوستان نزدیکش به اشتراک گذاشت.

privacy laws protect individuals' privates.

قوانین حریم خصوصی از حریم خصوصی افراد محافظت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید