privileging

[ایالات متحده]/'privilidʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند ادغام هسته‌ای ترجیحی تخمک‌ها یا نصف-زوئوسپورها در هسته‌های خاص (در اووگونی‌ها یا نصف-زوئوسپورها)

جملات نمونه

privileging one's own interests

اولویت دادن به منافع شخصی

privileging diversity in the workplace

اولویت دادن به تنوع در محیط کار

privileging honesty and integrity

اولویت دادن به صداقت و درستکاری

privileging freedom of speech

اولویت دادن به آزادی بیان

privileging quality over quantity

اولویت دادن به کیفیت نسبت به کمیت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید