prizegiving

[ایالات متحده]/ˈpraɪzˌɡɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpraɪzˌɡɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توزیع جوایز
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

prizegiving ceremony

جشن اختتامیه

prizegiving event

مراسم اهدای جوایز

prizegiving speech

سخنرانی اختتامیه

prizegiving night

شب اختتامیه

prizegiving day

روز اختتامیه

prizegiving list

لیست اهدای جوایز

prizegiving winners

برندگان اهدای جوایز

prizegiving host

مجری اختتامیه

prizegiving judges

داوران اختتامیه

prizegiving announcement

اعلامیه اختتامیه

جملات نمونه

the prizegiving ceremony will be held next week.

مراسم اهدای جوایز هفته آینده برگزار خواهد شد.

many students attended the prizegiving event.

بسیاری از دانش آموزان در مراسم اهدای جوایز شرکت کردند.

the prizegiving brought together students and teachers.

مراسم اهدای جوایز دانش آموزان و معلمان را گرد هم آورد.

she was excited about the prizegiving announcement.

او در مورد اعلامیه مراسم اهدای جوایز هیجان زده بود.

he received a trophy during the prizegiving.

او در طول مراسم اهدای جوایز مدالی دریافت کرد.

they organized a grand prizegiving for the winners.

آنها یک مراسم اهدای جوایز بزرگ برای برندگان برگزار کردند.

the prizegiving highlighted the achievements of the students.

مراسم اهدای جوایز دستاوردهای دانش آموزان را برجسته کرد.

everyone was eager to attend the prizegiving ceremony.

همه مشتاق بودند در مراسم اهدای جوایز شرکت کنند.

the principal gave a speech at the prizegiving.

مدیر مدرسه در مراسم اهدای جوایز سخنرانی کرد.

photos were taken during the prizegiving celebration.

در طول جشن مراسم اهدای جوایز عکس گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید