probationer

[ایالات متحده]/prə'beɪʃ(ə)nə/
[بریتانیا]/prə'beʃənɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارآموز

عبارات و ترکیب‌ها

training for probationers

آموزش برای بازجویان

جملات نمونه

The probationer must report to their supervisor regularly.

مشمول نفرین باید به طور منظم به سرپرست خود گزارش دهد.

The company provides training for all probationers.

شرکت برای تمامی مشمول نفرین آموزش ارائه می دهد.

The probationer showed great improvement during the evaluation period.

مشمول نفرین در طول دوره ارزیابی پیشرفت چشمگیری نشان داد.

It is important for the probationer to follow company policies.

برای مشمول نفرین پیروی از سیاست های شرکت مهم است.

The probationer's performance will be reviewed at the end of the probation period.

عملکرد مشمول نفرین در پایان دوره آزمایشی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

The probationer received positive feedback from their colleagues.

مشمول نفرین بازخورد مثبتی از همکاران خود دریافت کرد.

The probationer is required to complete certain tasks as part of their training.

مشمول نفرین موظف است به عنوان بخشی از آموزش خود وظایف خاصی را انجام دهد.

The probationer is expected to demonstrate professionalism in their work.

از مشمول نفرین انتظار می رود که حرفه ای بودن خود را در کار نشان دهد.

The probationer will be evaluated based on their performance and attitude.

عملکرد و نگرش مشمول نفرین مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

The probationer's contract may be extended based on their performance.

قرارداد مشمول نفرین ممکن است بر اساس عملکرد آنها تمدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید