problem-maker

[ایالات متحده]/[ˈprɒbləm ˈmeɪkə]/
[بریتانیا]/[ˈprɑːbləm ˈmeɪkər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که مشکلات یا دشواری‌ها را ایجاد می‌کند؛ کسی که به طور معمول مشکلات یا موانعی را ایجاد می‌کند.
v. ایجاد یا ایجاد کردن مشکلات یا دشواری‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

problem-maker extraordinaire

سازنده مشکل برجسته

a problem-maker

یک سازنده مشکل

known problem-maker

سازنده مشکل معروف

problem-maker's guide

راهنمای سازنده مشکل

self-proclaimed problem-maker

سازنده مشکل خود ادعا کننده

chronic problem-maker

سازنده مشکل مزمن

problem-maker alert

هشدار سازنده مشکل

accidental problem-maker

سازنده مشکل اتفاقی

professional problem-maker

سازنده مشکل حرفه ای

جملات نمونه

he's a notorious problem-maker, always causing trouble wherever he goes.

او یک مخلّط مشهور است و هر جا بروند مشکل ایجاد می‌کند.

the company needs to identify and remove the problem-maker from the team.

شرکت نیاز دارد تا مخلّت‌گر را شناسایی و از تیم حذف کند.

dealing with a problem-maker can be incredibly frustrating and time-consuming.

تعامل با یک مخلّت‌گر می‌تواند بسیار خسته‌کننده و زمان‌بر باشد.

we tried to ignore the problem-maker, but their behavior escalated quickly.

ما سعی کردیم مخلّت‌گر را نادیده بگیریم، اما رفتار او به سرعت تشدید شد.

the project failed due to a persistent problem-maker sabotaging our efforts.

پروژه به دلیل اینکه یک مخلّت‌گر مکرر تلاش‌های ما را باطل می‌کرد، شکست خورده است.

is he a genuine contributor or just another problem-maker in disguise?

آیا او یک مشارکت‌کننده واقعی است یا فقط یک مخلّت‌گر دیگر به پوسته‌ای گذاشته شده است؟

the manager confronted the problem-maker about their disruptive behavior.

مدیر با مخلّت‌گر درباره رفتار مخرب او مواجهه کرد.

we need to find a solution to prevent this problem-maker from causing further issues.

ما نیاز داریم یک راه‌حل پیدا کنیم تا این مخلّت‌گر از ایجاد مشکلات بیشتر جلوگیری کند.

the constant negativity from the problem-maker was draining the team's morale.

نегativیت مداوم از سوی مخلّت‌گر انگیزه تیم را کاهش داد.

it's important to address the root causes of why someone becomes a problem-maker.

مهم است که علل اصلی را که چرا کسی مخلّت‌گر می‌شود، بررسی کنیم.

the new policy aims to discourage problem-makers and promote a positive work environment.

سیاست جدید به منظور تشویق مخلّت‌گران و ایجاد محیط کاری مثبت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید