proclivity

[ایالات متحده]/prəˈklɪvəti/
[بریتانیا]/prəˈklɪvəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل، گرایش

عبارات و ترکیب‌ها

strong proclivity

تمایل قوی

natural proclivity

تمایل طبیعی

deep-seated proclivity

تمایل ریشه دار

جملات نمونه

a proclivity for dancing

گرایش به رقص

a proclivity for hard work.

گرایش به سخت‌کوشی.

a proclivity for self-assertiveness;

گرایش به خودباوری;

Raised by adoptive parents,Hill received early encouragement in her musical proclivities.

با بزرگ شدن توسط والدین خوانده، هیل تشویق اولیه در گرایشات موسیقیایی خود دریافت کرد.

Thus, stabilizing the exchange rate between the world’s two largest trading countries could be a useful fixed point for checking the devaluationist proclivities of other nations around the world.

بنابراین، تثبیت نرخ ارز بین دو کشور تجاری بزرگ جهان می‌تواند یک نقطه ثابت مفید برای بررسی گرایش‌های کاهش ارزش سایر کشورها در جهان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید