leaning

[ایالات متحده]/'liːnɪŋ/
[بریتانیا]/'linɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل; ترجیح; گرایش.

عبارات و ترکیب‌ها

leaning tower

برج پیزا

جملات نمونه

a leaning towards science

تمایلی به سمت علم

a leaning towards vegetarianism

گرایش به گیاهخواری

a man was leaning against the wall.

مرد به دیوار تکیه کرده بود.

He was leaning against a post.

او به یک ستون تکیه کرده بود.

He is leaning up against the wall.

او به دیوار تکیه کرده است.

leaning against his horse's flanks.

در حال تکیه دادن به پهلوهای اسب خود.

his early leanings towards socialism.

گرایش‌های اولیه او به سوسیالیسم.

leaning against the railing.See Synonyms at slant

در حال تکیه دادن به نرده. برای یافتن مترادفها به کلمه 'زاویه' مراجعه کنید.

The boss is leaning on us to meet the deadline.

رئیس از ما می خواهد که مهلت مقرر را رعایت کنیم.

I straight-armed the woman leaning in on her.

من با بازوی مستقیم، زن در حال نزدیک شدن به او را پس زدم.

The old man walked leaning on a stick.

مرد پیر با تکیه به چوب راه می‌رفت.

She was leaning confidentially across the table.

او با اطمینان در حال خم شدن روی میز بود.

A young and beautiful girl was leaning with her back against the wainscot.

یک دختر جوان و زیبا با پشت به پانل چوبی تکیه داده بود.

He was striking a pose, leaning against the ship’s rail.

او در حال ژست گرفتن بود و به نرده کشتی تکیه داده بود.

Leaning her head on my shoulder, she began to cry.

سرش را روی شانه‌ام گذاشت و شروع به گریه کرد.

Jackson is leaning over backwards to persuade his wealthy uncle.

جکسون تمام تلاش خود را برای متقاعد کردن دایی ثروتمندش انجام می دهد.

some ambitious Architect being called to redress a leaning Wall.

برخی از معماران جاه طلب برای اصلاح یک دیوار مایل فراخوانده شدند.

نمونه‌های واقعی

And we all need to do a lot more leaning in.

ما همه باید تلاش بیشتری برای پیشرفت انجام دهیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Do you have any sense on how the judge is leaning?

آیا در مورد اینکه قاضی چه دیدگاهی دارد، نظر خاصی دارید؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Yeah, things had been leaning her way for quite a while.

بله، اوضاع برای مدتی به نفع او پیش رفته بود.

منبع: NPR News September 2022 Compilation

The center-left, Sinn Fein, is now a contender as Ireland is leaning increasingly liberal.

سِن فین، جریان میانه-چپ، اکنون یک مدعی است زیرا ایرلند به طور فزاینده‌ای لیبرال می‌شود.

منبع: NPR News February 2020 Compilation

Whether that's heads-down work leaning in, Meeting others, and just connecting and collaborating.

چه کار کردن با سر و شانه‌های خمیده، ملاقات با دیگران و صرفاً ارتباط و همکاری.

منبع: Working at Google

That's when people are leaning out.

زمانی است که مردم از آن خارج می‌شوند.

منبع: Cambridge top student book sharing

I'm leaning towards the spaetzle. - Colonel Slade.

من به سمت اسپاٹزل متمایل هستم. - سرهنگ اسلید.

منبع: Classic movies

Step by dragging step, leaning on her cane, she pressed on.

گام به گام، با تکیه بر عصای خود، او ادامه داد.

منبع: The Economist (Summary)

" Please? " he breathed, leaning toward me.

"لطفا؟" او با نفسی گفت، به سمت من خم شد.

منبع: Twilight: Eclipse

She fell asleep leaning her head on a chair.

او در حالی که سرش را روی صندلی تکیه داده بود، به خواب رفت.

منبع: 101 Children's English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید