prodders

[ایالات متحده]/ˈprɒdə/
[بریتانیا]/ˈprɑːdər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که تحریک می‌کند یا تشویق می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

data prodder

تشویق‌کننده داده

content prodder

تشویق‌کننده محتوا

social prodder

تشویق‌کننده اجتماعی

market prodder

تشویق‌کننده بازار

idea prodder

تشویق‌کننده ایده

team prodder

تشویق‌کننده تیم

project prodder

تشویق‌کننده پروژه

innovation prodder

تشویق‌کننده نوآوری

performance prodder

تشویق‌کننده عملکرد

sales prodder

تشویق‌کننده فروش

جملات نمونه

he used a prodder to guide the cattle.

او از یک محرک برای هدایت دام‌ها استفاده کرد.

the teacher acted as a prodder for her students.

معلم به عنوان یک محرک برای دانش‌آموزان خود عمل کرد.

she felt like a prodder in her team's progress.

او احساس می‌کرد که در پیشرفت تیمش یک محرک است.

the prodder helped to move the discussion forward.

محرک به پیشبرد بحث کمک کرد.

using a prodder can make herding easier.

استفاده از یک محرک می‌تواند چرا کردن را آسان‌تر کند.

he was a prodder in the innovation process.

او در فرآیند نوآوری یک محرک بود.

the prodder was essential for the project’s success.

محرک برای موفقیت پروژه ضروری بود.

she needs a prodder to stay motivated.

او برای حفظ انگیزه به یک محرک نیاز دارد.

the prodder encouraged the team to meet deadlines.

محرک تیم را تشویق کرد تا مهلت‌ها را رعایت کند.

he acted as a prodder during the brainstorming session.

او در طول جلسه بارش فکری به عنوان یک محرک عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید