profesor

[ایالات متحده]//prəˈfɛsə//
[بریتانیا]//prəˈfɛsər//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معلم در دانشگاه یا کالج

جملات نمونه

the university professor gave an interesting lecture on quantum physics.

پروفسور دانشگاه یک سخنرانی جالب درباره فیزیک کوانتومی ارائه داد.

she was appointed as a visiting professor at harvard university.

او به عنوان یک پروفسور مدعو در دانشگاه هاروارد منصوب شد.

he is a distinguished professor of mathematics at mit.

او یک پروفسور مشهور ریاضیات در MIT است.

my associate professor recommended several research papers.

پروفسور همکار من چند مقاله تحقیقاتی را توصیه کرد.

the assistant professor is working on a new research project.

پروفسور کمکی روی یک پروژه تحقیقاتی جدید کار می کند.

the professor emeritus delivered a speech at the graduation ceremony.

پروفسور بازنشسته در جلسه فارغ التحصیلی یک سخنرانی ارائه داد.

our physics professor assigned a challenging homework.

پروفسور فیزیک ما یک تکالیف دشوار تخصیص داد.

the senior professor has published over fifty research papers.

پروفسور ممتاز بیش از پنجاه مقاله تحقیقاتی منتشر کرده است.

the tenured professor cannot be easily dismissed from his position.

پروفسور دائمی نمی تواند به راحتی از پست خود کنار گذاشته شود.

a substitute professor will teach the class next week.

یک پروفسور جایگزین هفته آینده کلاس را تدریس خواهد کرد.

the guest professor shared his insights on artificial intelligence.

پروفسور مهمان نظرات خود درباره هوش مصنوعی را به اشتراک گذاشت.

many students admire their professor for his teaching skills.

بسیاری از دانشجویان پروفسور خود را به خاطر مهارت های تدریسش تحسین می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید