prohibitory law
قانون منع کننده
prohibitory measure
اقدام بازدارنده
prohibitory clause
ماده منع کننده
prohibitory action
اقدام منع کننده
prohibitory rule
قانون منع کننده
prohibitory order
دستور منع کننده
prohibitory policy
سیاست منع کننده
prohibitory notice
اطلاع منع کننده
prohibitory directive
دستورالعمل منع کننده
prohibitory regulation
مقررات منع کننده
the prohibitory laws hinder the development of small businesses.
قوانین منع کننده، توسعه کسب و کارهای کوچک را مختل میکنند.
many people oppose the prohibitory measures on alcohol sales.
بسیاری از مردم با تدابیر منع کننده در مورد فروش الکل مخالف هستند.
there are prohibitory signs around the construction site.
نشانههای منع کننده در اطراف محل ساخت و ساز وجود دارد.
prohibitory regulations can lead to increased illegal activities.
مقررات منع کننده میتواند منجر به افزایش فعالیتهای غیرقانونی شود.
the prohibitory nature of the policy has sparked debate.
ماهیت منع کننده سیاست باعث ایجاد بحث و جدل شده است.
some communities have enacted prohibitory rules against smoking.
برخی از جوامع قوانین منع کننده علیه استعمال دخانیات وضع کردهاند.
prohibitory tariffs can affect international trade relations.
تعریفههای منع کننده میتواند بر روابط تجاری بینالمللی تأثیر بگذارد.
the prohibitory nature of the contract surprised the parties involved.
ماهیت منع کننده قرارداد، طرفهای درگیر را متعجب کرد.
prohibitory laws often aim to protect public health.
قوانین منع کننده اغلب با هدف محافظت از سلامت عمومی وضع میشوند.
the prohibitory stance of the government on gambling is well-known.
موضع منع کننده دولت در مورد قمار شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید