projective

[ایالات متحده]/prə'dʒektɪv/
[بریتانیا]/prə'dʒɛtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با پروجکشن; پروجکت کردن، ثابت.

عبارات و ترکیب‌ها

projective geometry

هندسه پروجکتیو

projective transformation

تبدیل پروژکتوری

projective plane

صفحه پروژکتوری

جملات نمونه

the projective contents of wish fantasies.

محتوای محتوای تخیلی فانتزی های آرزو.

used projective tests to evaluate her aptitudes.

برای ارزیابی استعدادهای او از آزمون‌های پرژکتیو استفاده شد.

In this paper we deal with some properties of cobordism classes of fiber bundles over the real projective space.

در این مقاله به بررسی برخی از ویژگی‌های کلاس‌های کوبوردیسم بسته‌های فیبر روی فضای تصویری واقعی می‌پردازیم.

According to the theory of scalar diffraction, first, the equipollence of spatial distribution of the plane-wave interferential field and parallel projective sine grating is discussed.

بر اساس نظریه پراش مقیاسی، ابتدا هم‌ارزی توزیع فضایی میدان تداخل امواج صفحه موجی و شبکه سینوسی پروژکتوری موازی مورد بحث قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید