prolapsuss

[ایالات متحده]/prəʊˈlæpsəs/
[بریتانیا]/proʊˈlæpsəs/

ترجمه

n.(پزشکی) وضعیت یک قسمت از بدن که از موقعیت طبیعی خود لغزیده یا افتاده است، به ویژه اشاره به رکتوم یا رحم

عبارات و ترکیب‌ها

prolapsus uteri

پرو Lapسل رحم

prolapsus recti

پرو Lapسل رکتوم

prolapsus ani

پرو Lapسل آنوس

prolapsus of bladder

پرو Lapسل مثانه

prolapsus of vagina

پرو Lapسل واژن

prolapsus of uterus

پرو Lapسل رحم

cervical prolapsus

پرو Lapسل سرویکال

prolapsus treatment

درمان پرو Lapسل

prolapsus symptoms

علائم پرو Lapسل

prolapsus repair

تعمیر پرو Lapسل

جملات نمونه

prolapsus can cause discomfort and pain.

فتق می‌تواند باعث ناراحتی و درد شود.

the doctor diagnosed her with a uterine prolapsus.

پزشک افتادگی رحم را تشخیص داد.

prolapsus often requires surgical intervention.

فتق اغلب نیاز به مداخله جراحی دارد.

symptoms of prolapsus include bulging and incontinence.

علائم افتادگی شامل بیرون زدگی و بی‌اختیاری است.

she was referred to a specialist for her prolapsus.

او برای بررسی افتادگی به یک متخصص ارجاع داده شد.

prolapsus can affect both men and women.

فتق می‌تواند هم مردان و هم زنان را تحت تاثیر قرار دهد.

physical therapy may help alleviate prolapsus symptoms.

فیزیوتراپی ممکن است به کاهش علائم افتادگی کمک کند.

prolapsus is often linked to aging and childbirth.

فتق اغلب با پیری و بارداری مرتبط است.

she learned about prolapsus during her health education class.

او در کلاس آموزش بهداشت خود در مورد فتق اطلاعاتی کسب کرد.

preventive measures can reduce the risk of prolapsus.

اقدامات پیشگیرانه می‌تواند خطر ابتلا به فتق را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید