prolusions

[ایالات متحده]/prəˈluːʒ(ə)n/
[بریتانیا]/prəˈluːʒən/

ترجمه

n. یک عمل مقدماتی یا ابتدایی؛ یک بخش یا اجرا مقدماتی

عبارات و ترکیب‌ها

prolusion speech

سخنرانی پیش‌درآمد

prolusion phase

فاز پیش‌درآمد

prolusion text

متن پیش‌درآمد

prolusion example

مثال پیش‌درآمد

prolusion section

بخش پیش‌درآمد

prolusion remarks

نکات پیش‌درآمد

prolusion context

زمینه پیش‌درآمد

prolusion analysis

تجزیه و تحلیل پیش‌درآمد

prolusion outline

خلاصه پیش‌درآمد

prolusion overview

مروری بر پیش‌درآمد

جملات نمونه

the speaker began with a prolusion to capture the audience's attention.

سخنرانی با یک مقدمه برای جلب توجه مخاطبان شروع شد.

her prolusion set the stage for a deeper discussion.

مقدمه او بستر را برای بحث عمیق‌تری فراهم کرد.

in his prolusion, he outlined the main themes of the lecture.

در مقدمه خود، او موضوعات اصلی سخنرانی را ترسیم کرد.

the author included a prolusion to summarize the key points.

نویسنده یک مقدمه را برای خلاصه کردن نکات کلیدی گنجاند.

her prolusion was both engaging and informative.

مقدمه او هم جذاب و هم آموزنده بود.

the prolusion helped to clarify the objectives of the presentation.

مقدمه به روشن شدن اهداف ارائه کمک کرد.

after a brief prolusion, the discussion became more focused.

پس از یک مقدمه کوتاه، بحث متمرکزتر شد.

his prolusion included anecdotes that resonated with the audience.

مقدمه او شامل حکایت‌هایی بود که با مخاطبان همخوانی داشت.

the prolusion was essential for understanding the context of the argument.

مقدمه برای درک زمینه استدلال ضروری بود.

she crafted a prolusion that effectively set the tone for the meeting.

او مقدمه‌ای طراحی کرد که به طور مؤثر لحن جلسه را تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید