social promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اجتماعی
sexual promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار جنسی
moral promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اخلاقی
emotional promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار عاطفی
cultural promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار فرهنگی
behavioral promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار رفتاری
public promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار عمومی
personal promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار شخصی
casual promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اتفاقی
chronic promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار مزمن
her promiscuousnesses led to a reputation that was hard to shake off.
رفتارهای غیراخلاقی او منجر به شهرتی شد که به سختی میتوان آن را از بین برد.
the study explored the impacts of promiscuousnesses on mental health.
این مطالعه تأثیرات رفتارهای غیراخلاقی بر سلامت روان را بررسی کرد.
promiscuousnesses in relationships can often lead to trust issues.
رفتارهای غیراخلاقی در روابط اغلب میتواند منجر به مشکلات اعتماد شود.
society often judges individuals based on their promiscuousnesses.
جامعه اغلب افراد را بر اساس رفتارهای غیراخلاقی آنها قضاوت میکند.
he reflected on his past promiscuousnesses with regret.
او با حسرت به رفتارهای غیراخلاقی گذشته خود فکر کرد.
understanding the reasons behind promiscuousnesses is essential for therapy.
درک دلایل رفتارهای غیراخلاقی برای درمان ضروری است.
her promiscuousnesses were a cry for help, masked by confidence.
رفتارهای غیراخلاقی او یک فریاد برای کمک بود که با اعتمادپنداری پوشانده شده بود.
he was criticized for his promiscuousnesses during his college years.
او به خاطر رفتارهای غیراخلاقی خود در دوران کالج مورد انتقاد قرار گرفت.
many novels depict the promiscuousnesses of their characters.
بسیاری از رمانها رفتارهای غیراخلاقی شخصیتهای خود را به تصویر میکشند.
addressing the promiscuousnesses in youth culture is crucial for prevention.
رسیدگی به رفتارهای غیراخلاقی در فرهنگ جوانان برای پیشگیری بسیار مهم است.
social promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اجتماعی
sexual promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار جنسی
moral promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اخلاقی
emotional promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار عاطفی
cultural promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار فرهنگی
behavioral promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار رفتاری
public promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار عمومی
personal promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار شخصی
casual promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار اتفاقی
chronic promiscuousnesses
رفتارهای جنسی بیبند و بار مزمن
her promiscuousnesses led to a reputation that was hard to shake off.
رفتارهای غیراخلاقی او منجر به شهرتی شد که به سختی میتوان آن را از بین برد.
the study explored the impacts of promiscuousnesses on mental health.
این مطالعه تأثیرات رفتارهای غیراخلاقی بر سلامت روان را بررسی کرد.
promiscuousnesses in relationships can often lead to trust issues.
رفتارهای غیراخلاقی در روابط اغلب میتواند منجر به مشکلات اعتماد شود.
society often judges individuals based on their promiscuousnesses.
جامعه اغلب افراد را بر اساس رفتارهای غیراخلاقی آنها قضاوت میکند.
he reflected on his past promiscuousnesses with regret.
او با حسرت به رفتارهای غیراخلاقی گذشته خود فکر کرد.
understanding the reasons behind promiscuousnesses is essential for therapy.
درک دلایل رفتارهای غیراخلاقی برای درمان ضروری است.
her promiscuousnesses were a cry for help, masked by confidence.
رفتارهای غیراخلاقی او یک فریاد برای کمک بود که با اعتمادپنداری پوشانده شده بود.
he was criticized for his promiscuousnesses during his college years.
او به خاطر رفتارهای غیراخلاقی خود در دوران کالج مورد انتقاد قرار گرفت.
many novels depict the promiscuousnesses of their characters.
بسیاری از رمانها رفتارهای غیراخلاقی شخصیتهای خود را به تصویر میکشند.
addressing the promiscuousnesses in youth culture is crucial for prevention.
رسیدگی به رفتارهای غیراخلاقی در فرهنگ جوانان برای پیشگیری بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید