propulsive

[ایالات متحده]/prəˈpʌlsɪv/
[بریتانیا]/prəˈpʌlsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای قدرت برای پیشبرد یا به جلو راندن؛ مربوط به عمل پیشبرد

عبارات و ترکیب‌ها

propulsive force

نیروی رانش

propulsive motion

حرکت رانشی

propulsive energy

انرژی رانش

propulsive system

سیستم رانش

propulsive power

توان رانش

propulsive acceleration

شتاب رانش

propulsive capability

ظرفیت رانش

propulsive mechanism

مکانیزم رانش

propulsive technology

فناوری رانش

propulsive design

طراحی رانشی

جملات نمونه

the propulsive force of the engine is impressive.

نیروی پیشرانه موتور بسیار چشمگیر است.

her propulsive energy kept the team motivated.

انرژی پیشرانه او تیم را با انگیزه نگه داشت.

the rocket's propulsive system is highly advanced.

سیستم پیشرانه موشک بسیار پیشرفته است.

they designed a propulsive device for underwater exploration.

آنها یک دستگاه پیشرانه برای اکتشافات زیر آب طراحی کردند.

his propulsive ideas led to innovative solutions.

ایده‌های پیشرانه او منجر به راه حل‌های نوآورانه شد.

the propulsive nature of the music made everyone dance.

طبیعت پیشرانه موسیقی باعث رقص همه شد.

we need a propulsive strategy to achieve our goals.

ما به یک استراتژی پیشرانه برای دستیابی به اهداف خود نیاز داریم.

the propulsive jet stream affects weather patterns.

جریان جت پیشرانه بر الگوهای آب و هوا تأثیر می گذارد.

her propulsive leadership style inspired her colleagues.

سبک رهبری پیشرانه او الهام بخش همکارانش بود.

the propulsive dynamics of the project ensured its success.

پویایی‌های پیشرانه پروژه تضمین کننده موفقیت آن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید