prorogued

[ایالات متحده]/prəˈrəʊɡd/
[بریتانیا]/prəˈroʊɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت تعلیق درآوردن جلسه‌ای از (یک مجمع قانون‌گذاری) برای مدت زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

prorogued session

مهلت تمدید شده

prorogued parliament

پارلمان مهلت تمدید شده

prorogued debate

بحث مهلت تمدید شده

prorogued meeting

جلسه مهلت تمدید شده

prorogued bill

طرح قانون مهلت تمدید شده

prorogued assembly

مجمع مهلت تمدید شده

prorogued term

دوره مهلت تمدید شده

prorogued order

دستورالعمل مهلت تمدید شده

prorogued agenda

بخش برنامه ریزی شده

جملات نمونه

the parliament session was prorogued until next month.

جلسه پارلمان تا ماه آینده به تعویق افتاد.

due to unforeseen circumstances, the meeting was prorogued.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، جلسه به تعویق افتاد.

the debate was prorogued after several hours of discussion.

بحث پس از چندین ساعت بحث به تعویق افتاد.

the governor prorogued the legislative assembly for further review.

استاندار مجمع قانون‌گذاری را برای بررسی بیشتر به تعویق انداخت.

they decided to have the session prorogued until the issues were resolved.

تصمیم گرفتند تا زمانی که مسائل حل شوند، جلسه به تعویق بیفتد.

the court proceedings were prorogued due to a lack of evidence.

به دلیل فقدان مدرک، روند دادگاه به تعویق افتاد.

the negotiations were prorogued to allow for more discussions.

برای اجازه دادن به بحث‌های بیشتر، مذاکرات به تعویق افتاد.

after a lengthy discussion, the committee chose to have the session prorogued.

پس از بحث طولانی، کمیته تصمیم گرفت جلسه را به تعویق بیندازد.

the conference was prorogued until the next scheduled date.

کنفرانس تا تاریخ برنامه ریزی شده بعدی به تعویق افتاد.

in light of recent events, the assembly was prorogued indefinitely.

با توجه به وقایع اخیر، مجمع قانون‌گذاری به طور نامحدود به تعویق افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید