prorogued session
مهلت تمدید شده
prorogued parliament
پارلمان مهلت تمدید شده
prorogued debate
بحث مهلت تمدید شده
prorogued meeting
جلسه مهلت تمدید شده
prorogued bill
طرح قانون مهلت تمدید شده
prorogued assembly
مجمع مهلت تمدید شده
prorogued term
دوره مهلت تمدید شده
prorogued order
دستورالعمل مهلت تمدید شده
prorogued agenda
بخش برنامه ریزی شده
the parliament session was prorogued until next month.
جلسه پارلمان تا ماه آینده به تعویق افتاد.
due to unforeseen circumstances, the meeting was prorogued.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، جلسه به تعویق افتاد.
the debate was prorogued after several hours of discussion.
بحث پس از چندین ساعت بحث به تعویق افتاد.
the governor prorogued the legislative assembly for further review.
استاندار مجمع قانونگذاری را برای بررسی بیشتر به تعویق انداخت.
they decided to have the session prorogued until the issues were resolved.
تصمیم گرفتند تا زمانی که مسائل حل شوند، جلسه به تعویق بیفتد.
the court proceedings were prorogued due to a lack of evidence.
به دلیل فقدان مدرک، روند دادگاه به تعویق افتاد.
the negotiations were prorogued to allow for more discussions.
برای اجازه دادن به بحثهای بیشتر، مذاکرات به تعویق افتاد.
after a lengthy discussion, the committee chose to have the session prorogued.
پس از بحث طولانی، کمیته تصمیم گرفت جلسه را به تعویق بیندازد.
the conference was prorogued until the next scheduled date.
کنفرانس تا تاریخ برنامه ریزی شده بعدی به تعویق افتاد.
in light of recent events, the assembly was prorogued indefinitely.
با توجه به وقایع اخیر، مجمع قانونگذاری به طور نامحدود به تعویق افتاد.
prorogued session
مهلت تمدید شده
prorogued parliament
پارلمان مهلت تمدید شده
prorogued debate
بحث مهلت تمدید شده
prorogued meeting
جلسه مهلت تمدید شده
prorogued bill
طرح قانون مهلت تمدید شده
prorogued assembly
مجمع مهلت تمدید شده
prorogued term
دوره مهلت تمدید شده
prorogued order
دستورالعمل مهلت تمدید شده
prorogued agenda
بخش برنامه ریزی شده
the parliament session was prorogued until next month.
جلسه پارلمان تا ماه آینده به تعویق افتاد.
due to unforeseen circumstances, the meeting was prorogued.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، جلسه به تعویق افتاد.
the debate was prorogued after several hours of discussion.
بحث پس از چندین ساعت بحث به تعویق افتاد.
the governor prorogued the legislative assembly for further review.
استاندار مجمع قانونگذاری را برای بررسی بیشتر به تعویق انداخت.
they decided to have the session prorogued until the issues were resolved.
تصمیم گرفتند تا زمانی که مسائل حل شوند، جلسه به تعویق بیفتد.
the court proceedings were prorogued due to a lack of evidence.
به دلیل فقدان مدرک، روند دادگاه به تعویق افتاد.
the negotiations were prorogued to allow for more discussions.
برای اجازه دادن به بحثهای بیشتر، مذاکرات به تعویق افتاد.
after a lengthy discussion, the committee chose to have the session prorogued.
پس از بحث طولانی، کمیته تصمیم گرفت جلسه را به تعویق بیندازد.
the conference was prorogued until the next scheduled date.
کنفرانس تا تاریخ برنامه ریزی شده بعدی به تعویق افتاد.
in light of recent events, the assembly was prorogued indefinitely.
با توجه به وقایع اخیر، مجمع قانونگذاری به طور نامحدود به تعویق افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید