proved to be
ثابت شده است
proved reserve
رسرவ் ثابت شده
The experiment proved successful.
آزمایش موفقیتآمیز بود.
Her dedication proved her commitment to the project.
تعهد او به پروژه را ثابت کرد.
The evidence proved his innocence.
شواهد بیگناهی او را ثابت کرد.
Their hard work proved fruitful in the end.
در نهایت، تلاشهای سخت آنها نتیجهبخش بود.
The theory proved to be incorrect.
نظریه نادرست از آب درآمد.
His loyalty proved unwavering.
وفاداری او ثابت کرد که بیچون و چرای است.
The new medication proved effective in treating the disease.
داروی جدید در درمان بیماری مؤثر بود.
Their friendship proved to be enduring.
دوستی آنها پایدار و ماندگار بود.
The forecast proved accurate.
پیشبینی دقیق بود.
The witness testimony proved crucial in the trial.
شهادت شاهدان در جریان محاکمه بسیار مهم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید