| جمع | pruriences |
prurience appeal
وسوسه اغوا
prurience factor
ضریب وسوسه
prurience content
محتوای وسوسه
prurience culture
فرهنگ وسوسه
prurience levels
سطوح وسوسه
prurience issues
مسائل وسوسه
prurience themes
مضامین وسوسه
prurience trends
روندهای وسوسه
prurience expression
ابراز وسوسه
prurience influence
تاثیر وسوسه
his prurience was evident in the way he looked at the paintings.
اشتیاق جنسی او در نحوه نگاه کردنش به نقاشیها آشکار بود.
the novel was criticized for its prurience and lack of depth.
این رمان به دلیل میل جنسی و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفت.
she dismissed the prurience of the tabloids as mere sensationalism.
او میل جنسی روزنامههای زرد را صرفاً به عنوان سنساسیونیسم دور انداخت.
his prurience often led to awkward situations at social gatherings.
میل جنسی او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند در جمعهای اجتماعی میشد.
the film was banned for its prurience and explicit content.
فیلم به دلیل میل جنسی و محتوای صریح ممنوع شد.
critics argue that the prurience in media can negatively affect society.
منتقدان استدلال میکنند که میل جنسی در رسانهها میتواند تأثیر منفی بر جامعه داشته باشد.
his prurience was a topic of gossip among his colleagues.
میل جنسی او موضوع غیبت بین همکارانش بود.
the article explored the prurience present in modern advertising.
این مقاله میل جنسی موجود در تبلیغات مدرن را بررسی کرد.
some believe that prurience in art can lead to important discussions.
برخی معتقدند که میل جنسی در هنر میتواند منجر به بحثهای مهمی شود.
he tried to mask his prurience with humor, but it was obvious.
او سعی کرد میل جنسی خود را با شوخ طبعی پنهان کند، اما این موضوع آشکار بود.
prurience appeal
وسوسه اغوا
prurience factor
ضریب وسوسه
prurience content
محتوای وسوسه
prurience culture
فرهنگ وسوسه
prurience levels
سطوح وسوسه
prurience issues
مسائل وسوسه
prurience themes
مضامین وسوسه
prurience trends
روندهای وسوسه
prurience expression
ابراز وسوسه
prurience influence
تاثیر وسوسه
his prurience was evident in the way he looked at the paintings.
اشتیاق جنسی او در نحوه نگاه کردنش به نقاشیها آشکار بود.
the novel was criticized for its prurience and lack of depth.
این رمان به دلیل میل جنسی و فقدان عمق مورد انتقاد قرار گرفت.
she dismissed the prurience of the tabloids as mere sensationalism.
او میل جنسی روزنامههای زرد را صرفاً به عنوان سنساسیونیسم دور انداخت.
his prurience often led to awkward situations at social gatherings.
میل جنسی او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند در جمعهای اجتماعی میشد.
the film was banned for its prurience and explicit content.
فیلم به دلیل میل جنسی و محتوای صریح ممنوع شد.
critics argue that the prurience in media can negatively affect society.
منتقدان استدلال میکنند که میل جنسی در رسانهها میتواند تأثیر منفی بر جامعه داشته باشد.
his prurience was a topic of gossip among his colleagues.
میل جنسی او موضوع غیبت بین همکارانش بود.
the article explored the prurience present in modern advertising.
این مقاله میل جنسی موجود در تبلیغات مدرن را بررسی کرد.
some believe that prurience in art can lead to important discussions.
برخی معتقدند که میل جنسی در هنر میتواند منجر به بحثهای مهمی شود.
he tried to mask his prurience with humor, but it was obvious.
او سعی کرد میل جنسی خود را با شوخ طبعی پنهان کند، اما این موضوع آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید