psychobabbles

[ایالات متحده]/ˈsaɪ.kəʊˌbæb.əlz/
[بریتانیا]/ˈsaɪ.koʊˌbæb.əlz/

ترجمه

n. صحبت‌ها یا ایده‌های بی‌معنی در مورد روان‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

psychobabbles analysis

تحلیل روان‌کاوی

psychobabbles therapy

درمان روان‌کاوی

psychobabbles jargon

واژگان روان‌کاوی

psychobabbles session

جلسه روان‌کاوی

psychobabbles talk

گفتگوی روان‌کاوی

psychobabbles discourse

گفتمان روان‌کاوی

psychobabbles insights

بینش‌های روان‌کاوی

psychobabbles critique

انتقاد روان‌کاوی

psychobabbles concepts

مفاهیم روان‌کاوی

psychobabbles discussion

بحث روان‌کاوی

جملات نمونه

his psychobabbles often confuse the audience.

حرف‌های بی‌ربط او اغلب باعث سردرگمی مخاطبان می‌شود.

she dismisses his psychobabbles as nonsense.

او حرف‌های بی‌ربط او را بی‌معنی تلقی می‌کند.

they engaged in psychobabbles during the therapy session.

آنها در طول جلسه درمانی درگیر حرف‌های بی‌ربط شدند.

the book is filled with psychobabbles that lack scientific backing.

این کتاب مملو از حرف‌های بی‌ربطی است که پشتوانه علمی ندارد.

her friends often tease her about her psychobabbles.

دوستانش اغلب او را به خاطر حرف‌های بی‌ربطش مسخره می‌کنند.

psychobabbles can sometimes be entertaining.

حرف‌های بی‌ربط گاهی اوقات می‌توانند سرگرم‌کننده باشند.

he loves to engage in psychobabbles at parties.

او عاشق درگیر شدن در حرف‌های بی‌ربط در مهمانی‌ها است.

psychobabbles might be a sign of deeper issues.

ممکن است حرف‌های بی‌ربط نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر باشند.

some people find comfort in psychobabbles.

برخی از افراد در حرف‌های بی‌ربط آرامش می‌یابند.

his psychobabbles often lead to interesting discussions.

حرف‌های بی‌ربط او اغلب منجر به بحث‌های جالب می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید