psychobabbles analysis
تحلیل روانکاوی
psychobabbles therapy
درمان روانکاوی
psychobabbles jargon
واژگان روانکاوی
psychobabbles session
جلسه روانکاوی
psychobabbles talk
گفتگوی روانکاوی
psychobabbles discourse
گفتمان روانکاوی
psychobabbles insights
بینشهای روانکاوی
psychobabbles critique
انتقاد روانکاوی
psychobabbles concepts
مفاهیم روانکاوی
psychobabbles discussion
بحث روانکاوی
his psychobabbles often confuse the audience.
حرفهای بیربط او اغلب باعث سردرگمی مخاطبان میشود.
she dismisses his psychobabbles as nonsense.
او حرفهای بیربط او را بیمعنی تلقی میکند.
they engaged in psychobabbles during the therapy session.
آنها در طول جلسه درمانی درگیر حرفهای بیربط شدند.
the book is filled with psychobabbles that lack scientific backing.
این کتاب مملو از حرفهای بیربطی است که پشتوانه علمی ندارد.
her friends often tease her about her psychobabbles.
دوستانش اغلب او را به خاطر حرفهای بیربطش مسخره میکنند.
psychobabbles can sometimes be entertaining.
حرفهای بیربط گاهی اوقات میتوانند سرگرمکننده باشند.
he loves to engage in psychobabbles at parties.
او عاشق درگیر شدن در حرفهای بیربط در مهمانیها است.
psychobabbles might be a sign of deeper issues.
ممکن است حرفهای بیربط نشانهای از مشکلات عمیقتر باشند.
some people find comfort in psychobabbles.
برخی از افراد در حرفهای بیربط آرامش مییابند.
his psychobabbles often lead to interesting discussions.
حرفهای بیربط او اغلب منجر به بحثهای جالب میشود.
psychobabbles analysis
تحلیل روانکاوی
psychobabbles therapy
درمان روانکاوی
psychobabbles jargon
واژگان روانکاوی
psychobabbles session
جلسه روانکاوی
psychobabbles talk
گفتگوی روانکاوی
psychobabbles discourse
گفتمان روانکاوی
psychobabbles insights
بینشهای روانکاوی
psychobabbles critique
انتقاد روانکاوی
psychobabbles concepts
مفاهیم روانکاوی
psychobabbles discussion
بحث روانکاوی
his psychobabbles often confuse the audience.
حرفهای بیربط او اغلب باعث سردرگمی مخاطبان میشود.
she dismisses his psychobabbles as nonsense.
او حرفهای بیربط او را بیمعنی تلقی میکند.
they engaged in psychobabbles during the therapy session.
آنها در طول جلسه درمانی درگیر حرفهای بیربط شدند.
the book is filled with psychobabbles that lack scientific backing.
این کتاب مملو از حرفهای بیربطی است که پشتوانه علمی ندارد.
her friends often tease her about her psychobabbles.
دوستانش اغلب او را به خاطر حرفهای بیربطش مسخره میکنند.
psychobabbles can sometimes be entertaining.
حرفهای بیربط گاهی اوقات میتوانند سرگرمکننده باشند.
he loves to engage in psychobabbles at parties.
او عاشق درگیر شدن در حرفهای بیربط در مهمانیها است.
psychobabbles might be a sign of deeper issues.
ممکن است حرفهای بیربط نشانهای از مشکلات عمیقتر باشند.
some people find comfort in psychobabbles.
برخی از افراد در حرفهای بیربط آرامش مییابند.
his psychobabbles often lead to interesting discussions.
حرفهای بیربط او اغلب منجر به بحثهای جالب میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید