plog's model suggests that a psychocentric traveler prefers familiar destinations.
مدل پلوگ میگوید که سفرکنندهای با شخصیت روانمرکزی به مقاصد آشنا ترجیح میدهد.
marketing strategies often target psychocentric individuals seeking safety and routine.
استراتژیهای بازاریابی اغلب روی افراد روانمرکزی که امنیت و روتین را به دنبال دارند، متمرکز میشوند.
researchers use a questionnaire to identify psychocentric personality traits.
پژوهشگران از یک پرسشنامه برای شناسایی ویژگیهای شخصیتی روانمرکزی استفاده میکنند.
the study compares allocentric and psychocentric tourists regarding destination choice.
این مطالعه مقایسهای بین سفرکنندگان گرایش به دیگر و روانمرکزی در مورد انتخاب مقصد انجام میدهد.
a psychocentric personality type often avoids adventurous or exotic trips.
نوع شخصیت روانمرکزی اغلب از سفرهای مạo hiểm یا غریب پرهیز میکند.
understanding psychocentric behavior helps in planning resort developments.
درک رفتار روانمرکزی در برنامهریزی توسعههای رزورت کمک میکند.
the theory posits that psychocentric travelers avoid cultural immersion.
این نظریه میگوید که سفرکنندگان روانمرکزی از غوطهوری فرهنگی پرهیز میکنند.
psychocentric preferences lean heavily towards non-touristy environments.
الگوهای روانمرکزی به طور چشمگیری به محیطهای غیر گردشگری میل میکنند.
travel agents design safe packages for the average psychocentric client.
کارگزاران سفر بستههای ایمنی را برای مشتریان روانمرکزی متوسط طراحی میکنند.
the scale measures where a person falls on the psychocentric continuum.
این مقیاس نشان میدهد که یک فرد در چه مکانی از مجموعه روانمرکزی قرار دارد.
psychocentric tourists generally prefer driving to flying.
گردشگران روانمرکزی به طور کلی به رانندگی نسبت به پرواز ترجیح میدهند.
the analysis shows a significant difference in psychocentric attitudes by age.
این تحلیل نشان میدهد که تفاوت معنیداری در نگرشهای روانمرکزی بر اساس سن وجود دارد.
plog's model suggests that a psychocentric traveler prefers familiar destinations.
مدل پلوگ میگوید که سفرکنندهای با شخصیت روانمرکزی به مقاصد آشنا ترجیح میدهد.
marketing strategies often target psychocentric individuals seeking safety and routine.
استراتژیهای بازاریابی اغلب روی افراد روانمرکزی که امنیت و روتین را به دنبال دارند، متمرکز میشوند.
researchers use a questionnaire to identify psychocentric personality traits.
پژوهشگران از یک پرسشنامه برای شناسایی ویژگیهای شخصیتی روانمرکزی استفاده میکنند.
the study compares allocentric and psychocentric tourists regarding destination choice.
این مطالعه مقایسهای بین سفرکنندگان گرایش به دیگر و روانمرکزی در مورد انتخاب مقصد انجام میدهد.
a psychocentric personality type often avoids adventurous or exotic trips.
نوع شخصیت روانمرکزی اغلب از سفرهای مạo hiểm یا غریب پرهیز میکند.
understanding psychocentric behavior helps in planning resort developments.
درک رفتار روانمرکزی در برنامهریزی توسعههای رزورت کمک میکند.
the theory posits that psychocentric travelers avoid cultural immersion.
این نظریه میگوید که سفرکنندگان روانمرکزی از غوطهوری فرهنگی پرهیز میکنند.
psychocentric preferences lean heavily towards non-touristy environments.
الگوهای روانمرکزی به طور چشمگیری به محیطهای غیر گردشگری میل میکنند.
travel agents design safe packages for the average psychocentric client.
کارگزاران سفر بستههای ایمنی را برای مشتریان روانمرکزی متوسط طراحی میکنند.
the scale measures where a person falls on the psychocentric continuum.
این مقیاس نشان میدهد که یک فرد در چه مکانی از مجموعه روانمرکزی قرار دارد.
psychocentric tourists generally prefer driving to flying.
گردشگران روانمرکزی به طور کلی به رانندگی نسبت به پرواز ترجیح میدهند.
the analysis shows a significant difference in psychocentric attitudes by age.
این تحلیل نشان میدهد که تفاوت معنیداری در نگرشهای روانمرکزی بر اساس سن وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید