pudge

[ایالات متحده]/pʌdʒ/
[بریتانیا]/pʌdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی کوتاه و چاق؛ شیء کوتاه و ضخیم

عبارات و ترکیب‌ها

cute pudge

پژ وازل

baby pudge

پژ نوزاد

pudge face

چهره پژ

pudge belly

شکم پژ

happy pudge

پژ شاد

pudge paws

پنجه های پژ

little pudge

پژ کوچک

pudge cheeks

گونه های پژ

pudge puppy

سگ بچه پژ

pudge love

عشق پژ

جملات نمونه

my cat has a pudge around its belly.

گربه من یک غِلِ دور شکمش دارد.

he calls his little brother a pudge because of his round face.

او برادر کوچکش را به دلیل صورت گردش 'غُل' صدا می کند.

after the holidays, i always have a bit of pudge.

بعد از تعطیلات، من همیشه کمی 'غُل' دارم.

she loves her pudge and embraces her body.

او عاشق 'غُل' خود است و بدن خود را می پذیرد.

the puppy has a cute pudge that makes everyone smile.

سگ بچه یک 'غُل' دوست داشتنی دارد که باعث می شود همه لبخند بزنند.

he joked about his pudge after eating too much cake.

او بعد از خوردن زیاد کیک در مورد 'غُل' خود شوخی کرد.

she tried to lose her pudge by exercising regularly.

او سعی کرد با ورزش منظم 'غُل' خود را از دست بدهد.

his pudge is a sign of his love for food.

'غُل' او نشانه عشق او به غذا است.

they affectionately call their baby a pudge.

آنها به طور محبت آمیز نوزاد خود را 'غُل' صدا می کنند.

with a little pudge, she still feels beautiful.

با کمی 'غُل'، او هنوز هم احساس زیبایی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید