pudgier

[ایالات متحده]/'pʌdʒɪ/
[بریتانیا]/'pʌdʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوتاه و کمی چاق

جملات نمونه

pudgy fingers.See Synonyms at fat

انگشتان چاق. برای مترادف‌ها به کلمه fat مراجعه کنید

She has a pudgy face.

او صورتی تپله دارد.

The baby's pudgy fingers grabbed the toy.

انگشتان تپل نوزاد اسباب‌بازی را گرفت.

He is a pudgy man with a big belly.

او مردی تپل با شکم بزرگ است.

The pudgy cat waddled over to its food bowl.

گربه تپل به سمت ظرف غذایش راه رفت.

Despite his pudgy appearance, he is surprisingly agile.

با وجود ظاهر تپلش، او به طرز شگفت انگیزی چابک است.

The pudgy puppy rolled around in the grass.

سگ بچه تپل در چمن‌ها چرخید.

Her pudgy cheeks dimpled when she smiled.

گونه‌های تپلش وقتی لبخند می‌زد گود می‌شدند.

The pudgy boy struggled to fit into his jeans.

پسر تپل برای جا شدن در شلوارش تلاش کرد.

She affectionately referred to her pudgy cat as 'Mr. Chubbykins'.

او به محبت به گربه تپلش 'آقای چوبی کینز' می‌گفت.

The pudgy squirrel struggled to climb the tree.

سنجاب تپل برای بالا رفتن از درخت تلاش کرد.

نمونه‌های واقعی

He held out a pudgy hand, and Harry shook it.

او یک دست چاقدست جلو آورد و هری آن را فشرد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

The wizard clapped a pudgy hand to his vast forehead.

جادوگر دست چاق خود را به پیشانی بزرگش زد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

My pudgy cheeks are like ripened apples, such as my cheery face.

گونه‌های چاق من مانند سیب‌های رسیده هستند، مانند چهره شاد من.

منبع: If national treasures could speak.

This pudgy dog named Ziggy was brought to the Sports Club for the first time to get a workout.

این سگ چاق به نام زیگی برای اولین بار به باشگاه ورزشی آورده شد تا تمرین کند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

And many bee-pollinated plants offer convenient, ultraviolet-marked landing pads where the pudgy pollinators can rest while snagging nectar and pollen.

و بسیاری از گیاهان گرده‌افشانی شده توسط زنبور عسل، پدهای فرود مناسب و علامت‌گذاری شده با اشعه ماوراء بنفش را ارائه می‌دهند که در آنگرده‌افشان‌های چاق می‌توانند در حالی که شهد و گرده را به دست می‌آورند استراحت کنند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)

We're all in the same boat now, and, well - He held out a pudgy hand, and Harry shook it.

ما همه در یک قایق هستیم و خب - او یک دست چاقدست جلو آورد و هری آن را فشرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

We might describe that as a pudgy face.

ما ممکن است آن را به عنوان یک صورت چاق توصیف کنیم.

منبع: 2006 ESLPod

That pudgy face, curly hair, and big eyes.

آن صورت چاق، موهای فر و چشم‌های بزرگ.

منبع: 2006 ESLPod

I was pudgy as a girl, if you can believe it.

من به عنوان یک دختر چاق بودم، اگر باور داشته باشید.

منبع: Mad Men Season 1

You know, uh... pudgy, can't sit up, don't have teeth yet.

می‌دانید، اوه... چاق، نمی‌تواند بنشیند، هنوز دندان ندارد.

منبع: Third season

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید