pullulating

[ایالات متحده]/ˈpʌl.jʊ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌl.jə.leɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. جوانه زدن (مانند دانه‌ها)؛ پر بودن از؛ فراوان بودن؛ جمع‌آوری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pullulating life

در حال رشد و تكثير حيات

pullulating ideas

در حال رشد و تكثير ايده ها

pullulating activity

در حال رشد و تكثير فعاليت

pullulating growth

در حال رشد و تكثير رشد

pullulating energy

در حال رشد و تكثير انرژی

pullulating creativity

در حال رشد و تكثير خلاقيت

pullulating population

در حال رشد و تكثير جمعیت

pullulating thoughts

در حال رشد و تكثير افکار

pullulating environment

در حال رشد و تكثير محیط

pullulating talent

در حال رشد و تكثير استعداد

جملات نمونه

the garden was pullulating with colorful flowers.

باغ مملو از گل‌های رنگارنگ بود.

the city was pullulating with tourists during the summer.

شهر در تابستان مملو از گردشگران بود.

ideas are pullulating in her mind as she writes.

ایده‌ها در ذهنش در حال فوران هستند، در حالی که می‌نویسد.

the pond is pullulating with life in the spring.

در بهار، آبشار مملو از زندگی است.

the market was pullulating with vendors and shoppers.

بازار مملو از فروشندگان و خریداران بود.

his mind was pullulating with new concepts after the lecture.

ذهنش پس از سخنرانی مملو از مفاهیم جدید بود.

the festival was pullulating with music and dancing.

جشنواره مملو از موسیقی و رقص بود.

the forest was pullulating with wildlife.

جنگل مملو از حیات وحش بود.

her creativity was pullulating as she painted.

خلاقیتش در حال فوران بود، در حالی که نقاشی می‌کرد.

the online forum was pullulating with discussions.

انجمن آنلاین مملو از بحث و گفتگو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید