pulper

[ایالات متحده]/[ˈpʌlpə]/
[بریتانیا]/[ˈpʌlpər]/

ترجمه

n. ماشینی که برای جداسازی پulp از پسماند در تولید کاغذ استفاده می‌شود؛ شخصی که پulp می‌کند.
v. به پulp کردن کاهش دادن؛ مایش کردن؛ پulp کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

pulper machine

ماشین پالپر

operating pulper

پالپر در حال کار

new pulper

پالپر جدید

pulper system

سیستم پالپر

pulpers work

کار پالپرها

main pulper

پالپر اصلی

pulper room

اتاق پالپر

checking pulper

بررسی پالپر

repairing pulper

repairing pulper

pulper belt

کمربند پالپر

جملات نمونه

the pulper efficiently separated the fibers from the wood.

پریس به طور کارآمدی الیاف را از چوب جدا کرد.

we need to clean the pulper before the next batch.

قبل از دسته بعدی باید پریس را تمیز کنیم.

the pulper malfunctioned, causing a production delay.

پریس اشکال فنی داشت که باعث تاخیر در تولید شد.

regular maintenance is crucial for the pulper's longevity.

نگهداری منظم برای افزایش عمر پریس ضروری است.

the new pulper boasts increased processing capacity.

پریس جدید ظرفیت پردازش بیشتری دارد.

our pulper uses a disc-rotary system for efficient fiber separation.

پریس ما از یک سیستم چرخ دیسک برای جدا سازی الیاف کارآمد استفاده می کند.

the pulper's design minimizes waste and maximizes yield.

طراحی پریس ضایعات را کاهش می دهد و بهبود بازده را ایجاد می کند.

we are researching advanced pulper technologies.

ما فناوری های پیشرفته پریس را مورد مطالعه قرار می دهیم.

the pulper's noise level needs to be reduced.

سطح صدای پریس باید کاهش یابد.

the operator carefully monitored the pulper's performance.

اپراتور عملکرد پریس را به دقت نظارت می کرد.

replacing the pulper's rotor is a complex task.

تعویض چرخ پریس یک کار پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید