punchbag

[ایالات متحده]/ˈpʌntʃbæɡ/
[بریتانیا]/ˈpʌntʃbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه‌ای پر شده با ماده‌ای که برای مشت زدن در تمرین یا ورزش استفاده می‌شود
Word Forms
جمعpunchbags

عبارات و ترکیب‌ها

heavy punchbag

کیسه بوکس سنگین

punchbag workout

تمرین با کیسه بوکس

punchbag training

آموزش با کیسه بوکس

punchbag drills

تمرینات با کیسه بوکس

punchbag session

جلسه با کیسه بوکس

punchbag technique

تکنیک کیسه بوکس

punchbag exercises

تمرینات کیسه بوکس

punchbag fight

مسابقه با کیسه بوکس

punchbag skills

مهارت های کیسه بوکس

punchbag routine

برنامه کیسه بوکس

جملات نمونه

i bought a new punchbag for my home gym.

من یک کیسه بوکس جدید برای باشگاه خانگی ام خریدم.

he practices his punches on the punchbag every day.

او هر روز حرکات مشت خود را روی کیسه بوکس تمرین می‌کند.

the punchbag helps improve my boxing skills.

کیسه بوکس به بهبود مهارت‌های بوکس من کمک می‌کند.

make sure to secure the punchbag properly.

مطمئن شوید که کیسه بوکس را به درستی محکم کرده‌اید.

using a punchbag can relieve stress after a long day.

استفاده از کیسه بوکس می‌تواند استرس را بعد از یک روز طولانی کاهش دهد.

she prefers a heavy punchbag for better resistance.

او ترجیح می‌دهد از یک کیسه بوکس سنگین برای مقاومت بیشتر استفاده کند.

he hung the punchbag in the garage for training.

او کیسه بوکس را برای تمرین در گاراژ آویزان کرد.

they offer various sizes of punchbags at the store.

آنها اندازه‌های مختلف کیسه بوکس را در مغازه عرضه می‌کنند.

my coach suggested i use a punchbag for endurance training.

مربی من پیشنهاد کرد که از کیسه بوکس برای تمرین استقامت استفاده کنم.

after a workout, i like to hit the punchbag to cool down.

بعد از تمرین، دوست دارم برای خنک شدن به کیسه بوکس بزنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید