punchballs

[ایالات متحده]/ˈpʌntʃbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈpʌntʃbɔlz/

ترجمه

n. نوعی توپ آویزان که در تمرین بوکس استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

punchballs game

بازی توپ مشت

punchballs fight

مسابقه مشت

punchballs tournament

تورنمنت توپ مشت

punchballs challenge

چالش توپ مشت

punchballs skills

مهارت‌های توپ مشت

punchballs match

مسابقه توپ مشت

punchballs team

تیم توپ مشت

punchballs session

جلسه توپ مشت

punchballs training

آموزش توپ مشت

punchballs event

رویداد توپ مشت

جملات نمونه

children love to play with punchballs at the park.

کودکان عاشق بازی با توپ‌های پانچبال در پارک هستند.

punchballs can help improve hand-eye coordination.

توپ‌های پانچبال می‌توانند به بهبود هماهنگی چشم و دست کمک کنند.

we bought some colorful punchballs for the birthday party.

ما چند توپ پانچبال رنگارنگ برای مهمانی تولد خریدیم.

punchballs are great for stress relief during workouts.

توپ‌های پانچبال برای کاهش استرس در طول تمرینات عالی هستند.

he practiced his punches on the punchballs every day.

او هر روز روی توپ‌های پانچبال مشت‌های خود را تمرین می‌کرد.

at the carnival, there were many punchballs to win as prizes.

در کارناوال، توپ‌های پانچبال زیادی برای بردن به عنوان جایزه وجود داشت.

punchballs come in various sizes and colors.

توپ‌های پانچبال در اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف عرضه می‌شوند.

using punchballs can make training sessions more fun.

استفاده از توپ‌های پانچبال می‌تواند جلسات تمرینی را سرگرم‌کننده‌تر کند.

she decorated the room with punchballs for the celebration.

او اتاق را با توپ‌های پانچبال برای جشن تزئین کرد.

punchballs are often used in boxing gyms for practice.

توپ‌های پانچبال اغلب در باشگاه‌های بوکس برای تمرین استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید