punishable offense
جرایم قابل مجازات
punishable by law
قابل مجازات بر اساس قانون
punishable act
عمل قابل مجازات
crime punishable
جرایم قابل مجازات
punishable conduct
رفتار قابل مجازات
a crime punishable by the gallows.
جنایتی که مستحق اعدام است.
Child abuse is a punishable offense.
سوء استفاده از کودکان یک جرم قابل مجازات است.
a felony punishable by imprisonment
جریمه حبس
Incest was punishable by death.
خودباختگی با اعدام مجازات میشد.
an infraction that constitutes a punishable offense.
یک تخلف که جرم قابل مجازاتی را تشکیل میدهد.
non-compliance with the regulations is punishable by way of a fine.
عدم رعایت مقررات مشمول مجازات جریمه است.
Murder is punishable by death in some countries.
قتل در برخی کشورها با اعدام مجازات می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید