| جمع | punkeys |
punkey vibe
پانکی ویب
punkey style
سبک پانکی
punkey look
ظاهر پانکی
punkey attitude
وضعیت پانکی
getting punkey
در حال شدن پانکی
punkey music
موسیقی پانکی
punkey crowd
گروه پانکی
so punkey
اینقدر پانکی
the child had a punkey attitude and refused to eat his vegetables.
کودک دارای رفتاری غیرمتعهد بود و نمیخواست سبزیجات خود را بخورد.
her punkey hairstyle was the latest trend at school.
شیوه نگه داشتن موی غیرمتعهد او جدیدترین روند در مدرسه بود.
he walked with a punkey swagger that annoyed the teachers.
او با رفتار غیرمتعهدی پیاده روی میکرد که معلمان را ناراحت میکرد.
she gave a punkey response when asked about her homework.
وقتی درباره کار درس خود پرسیده شد، او پاسخی غیرمتعهد داد.
the band was known for their loud music and punkey lyrics.
این گروه به خاطر موسیقی بلند و متنهای غیرمتعهدشان معروف بود.
my punkey little brother always hides the remote control.
برادر کوچک غیرمتعهد من همیشه کنترل را پنهان میکند.
she wore a punkey jacket covered in safety pins and studs.
او یک کت غیرمتعهد را پوشید که با پیچهای ایمنی و گوشههای فلزی پوشیده شده بود.
don't be so punkey with me; just do as you are told.
با من به چنین رفتار غیرمتعهدی نکن، فقط کاری کن که به تو گفته شده است.
the puppy looked punkey with its ears flopped over.
سگ نابالغ به دلیل گوشهایش که روی هم افتاده بودند، به نظر غیرمتعهد میرسید.
his punkey behavior at the party embarrassed his parents.
رفتار غیرمتعهد او در جشن، والدینش را خجالت داد.
the artist created a punkey design for the new skateboard.
هنرمند یک طراحی غیرمتعهد برای جدیدترین ترکیب چرخهای اسکیتبرداری ایجاد کرد.
she flashed a punkey grin before jumping into the pool.
قبل از پریدن به استخر، او یک لبخند غیرمتعهد نشان داد.
punkey vibe
پانکی ویب
punkey style
سبک پانکی
punkey look
ظاهر پانکی
punkey attitude
وضعیت پانکی
getting punkey
در حال شدن پانکی
punkey music
موسیقی پانکی
punkey crowd
گروه پانکی
so punkey
اینقدر پانکی
the child had a punkey attitude and refused to eat his vegetables.
کودک دارای رفتاری غیرمتعهد بود و نمیخواست سبزیجات خود را بخورد.
her punkey hairstyle was the latest trend at school.
شیوه نگه داشتن موی غیرمتعهد او جدیدترین روند در مدرسه بود.
he walked with a punkey swagger that annoyed the teachers.
او با رفتار غیرمتعهدی پیاده روی میکرد که معلمان را ناراحت میکرد.
she gave a punkey response when asked about her homework.
وقتی درباره کار درس خود پرسیده شد، او پاسخی غیرمتعهد داد.
the band was known for their loud music and punkey lyrics.
این گروه به خاطر موسیقی بلند و متنهای غیرمتعهدشان معروف بود.
my punkey little brother always hides the remote control.
برادر کوچک غیرمتعهد من همیشه کنترل را پنهان میکند.
she wore a punkey jacket covered in safety pins and studs.
او یک کت غیرمتعهد را پوشید که با پیچهای ایمنی و گوشههای فلزی پوشیده شده بود.
don't be so punkey with me; just do as you are told.
با من به چنین رفتار غیرمتعهدی نکن، فقط کاری کن که به تو گفته شده است.
the puppy looked punkey with its ears flopped over.
سگ نابالغ به دلیل گوشهایش که روی هم افتاده بودند، به نظر غیرمتعهد میرسید.
his punkey behavior at the party embarrassed his parents.
رفتار غیرمتعهد او در جشن، والدینش را خجالت داد.
the artist created a punkey design for the new skateboard.
هنرمند یک طراحی غیرمتعهد برای جدیدترین ترکیب چرخهای اسکیتبرداری ایجاد کرد.
she flashed a punkey grin before jumping into the pool.
قبل از پریدن به استخر، او یک لبخند غیرمتعهد نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید