punky

[ایالات متحده]/'pʌŋki/
[بریتانیا]/ˈpʌŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پف دار; نرم; در حال زبانه کشیدن; الاستیک.
Word Forms
صفت تفضیلیpunkier

جملات نمونه

of "Punky Brewster" was gonna get your mother's attention?

چه کسی فکر می‌کرد که تماشای "پانکي بروتِر" توجه مادر شما را جلب خواهد کرد؟

She has a punky hairstyle.

او یک مدل موی پوئنکی دارد.

The punky music scene in the city is thriving.

صحنه موسیقی پوئنکی در شهر رونق دارد.

He dressed in a punky outfit for the concert.

او برای کنسرت لباس پوئنکی پوشید.

The band's music has a punky edge to it.

موسیقی گروه دارای حال و هوای پوئنکی است.

She has a punky attitude towards authority.

او نسبت به اقتدار نگرش پوئنکی دارد.

The punky artwork on the walls adds a rebellious touch to the room.

هنر پوئنکی روی دیوارها حال و هوای سرکشانه ای به اتاق اضافه می کند.

He's known for his punky sense of style.

او به خاطر حس سبک پوئنکی اش شناخته شده است.

The punky vibe of the club attracted a diverse crowd.

فضای پوئنکی باشگاه باعث جذب جمعیت متنوعی شد.

Her punky personality shines through in her music.

شخصیت پوئنکی او در موسیقی اش به خوبی نمایان می شود.

The punky fashion trend is making a comeback.

ترند مد پوئنکی در حال بازگشت است.

نمونه‌های واقعی

And there's also some like really driving, hard hitting more punky guitar.

همچنین دارای رانندگی، ضربه زدن و نواختن گیتار بیشتر با حال و هوای پانکی است.

منبع: GQ — 10 Essentials for Celebrities

Initially, just like with any kind of sick person, he was rather punky and didn't have a whole lot of energy.

در ابتدا، مانند هر بیمار، او کمی پانکی بود و انرژی زیادی نداشت.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Music critics have identified echoes of Swift, Carly Simon and Alanis Moris sette in Rodrigo's visceral lyrics, and tones reminiscent of Avril La vigne, Lorde and Par amore in the punky inflections of Sour's melodies.

منتقدان موسیقی پژواک‌هایی از سوفت، کارلی سایمون و آلانیس موریستت را در اشعار درونی ریدروگو شناسایی کرده‌اند و لحن‌هایی شبیه به آوریل لاوین، لورد و پار آمور در لحن‌های پانکی ملودی‌های Sour.

منبع: Time

She snapped viciously at a long-legged fly that was unwise enough to light within reach of her sharp black beak; then in sheer vexation she tried to eat fragments of the punky wood about the edge of the nest.

او با خشم به یک مگس پا بلند که به طرز احمقانه ای در دسترس نوک سیاه تیزش بود، حمله کرد؛ سپس از سر عصبانیت سعی کرد تکه هایی از چوب پانکی در لبه لانه را بخورد.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید