pursueds

[ایالات متحده]/pəˈsjuːd/
[بریتانیا]/pərˈsuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته از پیگیری؛ تعقیب کردن یا دنبال کردن؛ ادامه دادن یک فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

pursued goals

دنبال کردن اهداف

pursued justice

دنبال کردن عدالت

pursued happiness

دنبال کردن خوشبختی

pursued dreams

دنبال کردن رویاها

pursued interests

دنبال کردن علایق

pursued knowledge

دنبال کردن دانش

pursued success

دنبال کردن موفقیت

pursued freedom

دنبال کردن آزادی

pursued excellence

دنبال کردن برتری

pursued truth

دنبال کردن حقیقت

جملات نمونه

she pursued her dreams despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها، دنبال کردن رویاهایش را ادامه داد.

he pursued a career in medicine after graduation.

او پس از فارغ‌التحصیلی، یک شغل در زمینه پزشکی را دنبال کرد.

the detective pursued the suspect through the city.

مامور پلیس مظنون را در سراسر شهر تعقیب کرد.

they pursued their goals with great determination.

آنها با پشتکار فراوان به دنبال اهداف خود بودند.

she pursued further education to enhance her skills.

او برای ارتقای مهارت‌های خود، به تحصیلات بیشتر پرداخت.

he pursued happiness in every aspect of his life.

او شادی را در تمام جنبه‌های زندگی خود جستجو کرد.

the company pursued new markets to expand its reach.

شرکت برای گسترش دامنه خود، بازارهای جدیدی را دنبال کرد.

they pursued a peaceful resolution to the conflict.

آنها به دنبال یک راه حل مسالمت آمیز برای درگیری بودند.

she pursued her interests in art and literature.

او به علایق خود در هنر و ادبیات پرداخت.

he pursued the truth relentlessly.

او به طور بی‌وقفه به دنبال حقیقت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید