pushrod failure
شکست میله فشار
checking pushrods
بررسی میلههای فشار
pushrods rattling
همزدن میلههای فشار
new pushrods
میلههای فشار جدید
pushrods bent
میلههای فشار خم شده
installing pushrods
نصب میلههای فشار
pushrod noise
صوت میله فشار
pushrods worn
میلههای فشار سایز شده
pushrods replaced
جایگزینی میلههای فشار
pushrod design
طراحی میله فشار
the classic american v8 engine uses pushrods to actuate the valves.
موتور کلاسیک آمریکایی v8 از پیستونهای فشاری برای فعال کردن صمامها استفاده میکند.
he carefully inspected the pushrods for any signs of wear or damage.
او با دقت پیستونهای فشاری را برای هر نشانهای از سایش یا آسیب بررسی کرد.
replacing the pushrods is a common maintenance task on older engines.
تعویض پیستونهای فشاری یک کار رایج نگهداری در موتورهای قدیمی است.
excessive valve train noise can sometimes be caused by worn pushrods.
صوت زیاد سیستم صمام ممکن است در برخی موارد توسط پیستونهای فشاری ساییده شده ایجاد شود.
the engine builder used hardened pushrods for increased durability.
سازنده موتور از پیستونهای فشاری سخت شده برای مقاومت بیشتر استفاده کرد.
incorrect pushrod length can significantly affect engine performance.
طول نادرست پیستونهای فشاری میتواند به طور قابل توجهی عملکرد موتور را تحت تأثیر قرار دهد.
he measured the pushrods to ensure they were the correct size.
او اندازهگیری پیستونهای فشاری را انجام داد تا مطمئن شود که اندازههای درستی دارند.
the pushrods were coated with a special lubricant to reduce friction.
پیستونهای فشاری با یک روغن خاص پوشانده شدند تا اصطکاک کاهش یابد.
after the engine rebuild, the pushrods were aligned properly.
پس از بازسازی موتور، پیستونهای فشاری به درستی همراستا شدند.
he compared the new pushrods to the old ones for comparison.
او پیستونهای فشاری جدید را با قدیمیها مقایسه کرد.
the camshaft and pushrods work together to open and close the valves.
شافت کام و پیستونهای فشاری با هم کار میکنند تا صمامها را باز و بسته کنند.
pushrod failure
شکست میله فشار
checking pushrods
بررسی میلههای فشار
pushrods rattling
همزدن میلههای فشار
new pushrods
میلههای فشار جدید
pushrods bent
میلههای فشار خم شده
installing pushrods
نصب میلههای فشار
pushrod noise
صوت میله فشار
pushrods worn
میلههای فشار سایز شده
pushrods replaced
جایگزینی میلههای فشار
pushrod design
طراحی میله فشار
the classic american v8 engine uses pushrods to actuate the valves.
موتور کلاسیک آمریکایی v8 از پیستونهای فشاری برای فعال کردن صمامها استفاده میکند.
he carefully inspected the pushrods for any signs of wear or damage.
او با دقت پیستونهای فشاری را برای هر نشانهای از سایش یا آسیب بررسی کرد.
replacing the pushrods is a common maintenance task on older engines.
تعویض پیستونهای فشاری یک کار رایج نگهداری در موتورهای قدیمی است.
excessive valve train noise can sometimes be caused by worn pushrods.
صوت زیاد سیستم صمام ممکن است در برخی موارد توسط پیستونهای فشاری ساییده شده ایجاد شود.
the engine builder used hardened pushrods for increased durability.
سازنده موتور از پیستونهای فشاری سخت شده برای مقاومت بیشتر استفاده کرد.
incorrect pushrod length can significantly affect engine performance.
طول نادرست پیستونهای فشاری میتواند به طور قابل توجهی عملکرد موتور را تحت تأثیر قرار دهد.
he measured the pushrods to ensure they were the correct size.
او اندازهگیری پیستونهای فشاری را انجام داد تا مطمئن شود که اندازههای درستی دارند.
the pushrods were coated with a special lubricant to reduce friction.
پیستونهای فشاری با یک روغن خاص پوشانده شدند تا اصطکاک کاهش یابد.
after the engine rebuild, the pushrods were aligned properly.
پس از بازسازی موتور، پیستونهای فشاری به درستی همراستا شدند.
he compared the new pushrods to the old ones for comparison.
او پیستونهای فشاری جدید را با قدیمیها مقایسه کرد.
the camshaft and pushrods work together to open and close the valves.
شافت کام و پیستونهای فشاری با هم کار میکنند تا صمامها را باز و بسته کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید