putrescence

[ایالات متحده]/pjuːˈtrɛs.əns/
[بریتانیا]/pjuˈtrɛs.əns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت تجزیه یا پوسیدگی; فرآیند تجزیه; تجزیه، به ویژه ماده آلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

putrescence odor

بوی گندیدگی

putrescence process

فرآیند گندیدگی

putrescence stage

مرحله گندیدگی

putrescence bacteria

باکتری‌های گندیدگی

putrescence substances

مواد گندیده

putrescence analysis

تجزیه و تحلیل گندیدگی

putrescence detection

تشخیص گندیدگی

putrescence removal

حذف گندیدگی

putrescence effects

اثرات گندیدگی

putrescence control

کنترل گندیدگی

جملات نمونه

the putrescence of the old food filled the room with a terrible smell.

بوی تعفن غذای کهنه اتاق را با بوی بدی پر کرد.

putrescence can be a sign of poor hygiene in the kitchen.

تعفن می‌تواند نشانه‌ای از بهداشت ضعیف در آشپزخانه باشد.

after the storm, the putrescence of the debris was overwhelming.

بعد از طوفان، تعفن آوارها طاقت‌فرسا بود.

scientists study putrescence to understand decomposition.

دانشمندان تعفن را برای درک تجزیه مطالعه می‌کنند.

the putrescence of the fallen leaves indicated they were long overdue for removal.

تعفن برگ‌های ریخته شده نشان می‌داد که مدت زیادی است باید آنها را از بین برد.

he couldn't bear the putrescence of the rotting fruit.

او نمی‌توانست تعفن میوه‌های در حال پوسیدگی را تحمل کند.

putrescence in the compost pile is a natural part of the decomposition process.

تعفن در توده کمپوست بخشی طبیعی از فرآیند تجزیه است.

the putrescence from the garbage attracted many flies.

تعفن از زباله‌ها حشرات زیادی را جذب کرد.

they had to remove the source of putrescence to prevent health issues.

آنها باید منبع تعفن را از بین ببرند تا از مشکلات بهداشتی جلوگیری کنند.

putrescence can be a significant concern in waste management.

تعفن می‌تواند یک نگرانی مهم در مدیریت پسماند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید