putridities

[ایالات متحده]/pjuːˈtrɪdəti/
[بریتانیا]/pjuːˈtrɪdəti/

ترجمه

n. وضعیت فاسد یا پوسیده بودن؛ ماده ارگانیک تجزیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

putridity level

سطح پوسیدگی

putridity detection

تشخیص پوسیدگی

putridity assessment

ارزیابی پوسیدگی

putridity analysis

تجزیه و تحلیل پوسیدگی

putridity control

کنترل پوسیدگی

putridity measurement

اندازه گیری پوسیدگی

putridity source

منبع پوسیدگی

putridity issue

مشکل پوسیدگی

putridity reduction

کاهش پوسیدگی

putridity management

مدیریت پوسیدگی

جملات نمونه

the putridity of the food made it inedible.

بوی تعفن غذا آن را غیرقابل خورد کرد.

he couldn't stand the putridity of the garbage.

او نمی‌توانست بوی تعفن زباله را تحمل کند.

the putridity in the air was overwhelming.

تعفن هوا طاقت‌فرسا بود.

putridity can lead to serious health issues.

تعفن می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

they discovered the putridity in the old basement.

آنها تعفن را در زیرزمین قدیمی کشف کردند.

putridity often indicates poor hygiene practices.

تعفن اغلب نشان‌دهنده عدم رعایت بهداشت است.

the putridity of the water made it unsafe to drink.

تعفن آب نوشیدن آن را ناامن کرد.

he was shocked by the putridity of the decaying animal.

او از تعفن حیوان در حال پوسیدگی شوکه شد.

the putridity in the swamp attracted flies.

تعفن در مرداب مگس‌ها را جذب کرد.

putridity is a sign of decomposition in nature.

تعفن نشانه‌ای از تجزیه در طبیعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید