pyrotechnies

[ایالات متحده]/paɪˈrɒtənɪz/
[بریتانیا]/paɪˈrətɛknɪz/

ترجمه

n. هنر و فن تهیه شعله‌وری؛ پرتاب یا فعال کردن شعله‌وری؛ روش نمایش شعله‌وری

جملات نمونه

the fireworks display featured spectacular pyrotechnics.

نمایش فروشگاهی با فیروزه‌های بسیار شگفت‌انگیز.

the concert pyrotechnics lit up the night sky.

فیروزه‌های کنسرت آسمان شب را روشن کردند.

professional pyrotechnicians handled the special effects.

فیروزه‌گران حرفه‌ای اثرات ویژه را مدیریت کردند.

the show's pyrotechnics were choreographed to music.

فیروزه‌های نمایش به موسیقی هم‌زمان شده بودند.

indoor pyrotechnics require special safety precautions.

فیروزه‌های داخلی نیاز به اقدامات ایمنی ویژه دارند.

the film used computer-generated pyrotechnics.

فیلم از فیروزه‌های تولید شده توسط کامپیوتر استفاده کرد.

olympic ceremonies often include grand pyrotechnics.

گاهی آیین‌های المپیک فیروزه‌های بزرگ را شامل می‌شوند.

safety regulations govern the use of pyrotechnics.

مقررات ایمنی استفاده از فیروزه‌ها را کنترل می‌کنند.

the pyrotechnics designer won an award.

طراح فیروزه‌ها یک جایزه کسب کرد.

we watched the pyrotechnics from the rooftop.

ما فیروزه‌ها را از روی تراس مشاهده کردیم.

the band incorporated pyrotechnics into their tour.

گروه فیروزه‌ها را در گردش خود ادغام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید