pyrotechny

[ایالات متحده]/ˌpʌɪəˈtɛknɪ/
[بریتانیا]/ˌpaɪrəˈtɛknɪ/

ترجمه

n. هنر یا فن ساخت دودلی؛ پرتاب یا فعال کردن دودلی؛ روش ساخت یا پرتاب دودلی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the pyrotechny

پیروتکنی

watch pyrotechny

نگاه کردن به پیروتکنی

during pyrotechny

در حین پیروتکنی

after pyrotechny

پس از پیروتکنی

pyrotechny show

نمایش پیروتکنی

pyrotechny display

نمایش پیروتکنی

enjoy pyrotechny

لذت بردن از پیروتکنی

at the pyrotechny

در پیروتکنی

pyrotechnies tonight

پیروتکنی‌های امروز

watching pyrotechny

نگاه کردن به پیروتکنی

جملات نمونه

the history of pyrotechny dates back to ancient china.

تاریخچه فیروفری به چین باستان مربوط می‌شود.

students studied the chemistry involved in pyrotechny.

دانش‌آموزان شیمی مربوط به فیروفری را مطالعه کردند.

modern pyrotechny requires strict safety protocols.

فیروفری مدرن نیاز به پروتکل‌های ایمنی سخت‌گیرانه دارد.

the art of pyrotechny creates stunning visual displays.

هنر فیروفری نمایش‌های بصری شگفت‌انگیز ایجاد می‌کند.

he mastered the science of pyrotechny for theater productions.

او علم فیروفری را برای تولیدات تئاتر مسلط شد.

advances in pyrotechny have improved firework colors.

پیشرفت‌های فیروفری رنگ‌های شعله‌ور را بهبود بخشیده‌اند.

the manual covers the basics of practical pyrotechny.

این دستورالعمل به پایه‌های فیروفری عملی می‌پردازد.

regulations regarding pyrotechny vary by country.

قوانین مربوط به فیروفری از کشور به کشور متفاوت است.

military applications of pyrotechny include signal flares.

کاربردهای نظامی فیروفری شامل شعله‌ورهای نشانه‌گذاری می‌شود.

the festival showcased the latest innovations in pyrotechny.

این جشن با نوآوری‌های جدید فیروفری نمایش داده شد.

understanding pyrotechny involves knowledge of oxidizers and fuels.

فهم فیروفری شامل دانش در مورد اکسیدکننده‌ها و سوخت‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید