quacking

[ایالات متحده]/ˈkwækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkwækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حالت فعلی "quack"، تولید صدای قوقولی؛ تولید صدای قوقولی؛ به شدت صحبت کردن
n. صدایی که توسط یک مرغابی تولید می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

quacking duck

بایدهای اردک

quacking sound

صدای قارقار

quacking noise

صدای قار

quacking loudly

با صدای بلند قار

quacking away

قارقار کردن

quacking bird

پرنده قار

quacking happily

با خوشحالی قار

quacking friends

دوستان قار

quacking together

همراه با قار

quacking at night

قار در شب

جملات نمونه

the ducks are quacking loudly in the pond.

اردک‌ها با صدای بلند در حوض قار قار می‌کنند.

she loves the sound of quacking in the morning.

او صدای قار قار کردن در صبح را دوست دارد.

the children laughed at the quacking duck.

کودکان به اردک قار قره کننده خندیدند.

quacking can be heard from the nearby lake.

می‌توان صدای قار قار کردن را از دریاچه نزدیک شنید.

the mother duck was quacking to her ducklings.

مادر اردک به جوجه اردک‌هایش قار قار می‌کرد.

we heard quacking as we walked by the river.

ما در حالی که کنار رودخانه قدم می‌زدیم صدای قار قار کردن شنیدیم.

quacking is a common sound in rural areas.

صدای قار قار کردن یک صدای رایج در مناطق روستایی است.

the quacking of the ducks filled the air.

صدای قار قار اردک‌ها هوا را پر کرد.

he imitated the sound of a quacking duck.

او صدای یک اردک قار قره کننده را تقلید کرد.

quacking can indicate that the ducks are hungry.

قار قار کردن می‌تواند نشان دهد که اردک‌ها گرسنه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید