quailing

[ایالات متحده]/ˈkw eɪ l ɪ ŋ/
[بریتانیا]/ˈkw eɪ l ɪ ŋ/

ترجمه

v. احساس ترس یا نگرانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

quailing fear

ترس با ترس

quailing voice

صدای لرزان

quailing response

پاسخ لرزان

quailing heart

قلب لرزان

quailing spirit

روح لرزان

quailing glance

نگاه لرزان

quailing at danger

ترسیدن از خطر

quailing before authority

ترسیدن در برابر اقتدار

quailing under pressure

ترسیدن تحت فشار

quailing in fear

در ترس لرزیدن

جملات نمونه

she was quailing at the thought of speaking in public.

او در فکر صحبت کردن در جمع دچار ترس و لرز بود.

the children were quailing in fear during the thunderstorm.

بچه ها در طول طوفان در اثر ترس دچار لرز و ترس بودند.

he felt quailing dread as he approached the haunted house.

با نزدیک شدن به خانه تسخیر شده، ترس و وحشت شدید در او ایجاد شد.

quailing under pressure, she decided to withdraw from the competition.

تحت فشار، او تصمیم گرفت از مسابقه انصراف دهد.

they were quailing at the prospect of losing their jobs.

آنها در فکر از دست دادن شغل خود دچار ترس و لرز بودند.

quailing with anxiety, he waited for the exam results.

با نگرانی، او منتظر اعلام نتایج امتحان بود.

she could see him quailing at the sight of the angry crowd.

او می توانست ببیند که او در دیدن جمعیت عصبانی دچار ترس و لرز است.

quailing at the enormity of the task, he hesitated to start.

با توجه به بزرگی وظیفه، او برای شروع مردد بود.

the soldier was quailing at the sound of gunfire.

سرباز با شنیدن صدای تیراندازی دچار ترس و لرز شد.

quailing in the face of danger, he turned to run.

در برابر خطر، او برای فرار برگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید