quaintness

[ایالات متحده]/ˈkwentnəs/
[بریتانیا]/ˈkwentnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت جالب و غیرمعمول یا قدیمی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

charming quaintness

جاذبه‌ای دلربا

rustic quaintness

جاذبه‌ای روستایی

timeless quaintness

جاذبه‌ای بی‌زمان

delightful quaintness

جاذبه‌ای دلپذیر

picturesque quaintness

جاذبه‌ای زیبا و دیدنی

historic quaintness

جاذبه‌ای تاریخی

old-world quaintness

جاذبه‌ای با حال و هوای قدیمی

unique quaintness

جاذبه‌ای منحصر به فرد

subtle quaintness

جاذبه‌ای ظریف

vintage quaintness

جاذبه‌ای نوستالژیک

جملات نمونه

the quaintness of the village attracts many tourists.

جاذبه‌ی دل‌انگیز روستا بسیاری از گردشگران را به خود جذب می‌کند.

she loved the quaintness of the old bookstore.

او عاشق حال و هوای قدیمی کتابفروشی بود.

the quaintness of the architecture made the town unique.

ویژگی‌های معماری خاص، شهر را منحصر به فرد می‌کرد.

they admired the quaintness of the countryside.

آنها شیفته‌ی حال و هوای روستا بودند.

the quaintness of the cafe added to its charm.

فضای دل‌انگیز کافه به جذابیت آن افزود.

her dress had a quaintness that reminded me of the past.

لباس او حال و هوایی داشت که مرا به یاد گذشته می‌انداخت.

the quaintness of the festival drew in locals and visitors alike.

فضای دل‌انگیز جشنواره، هم محلی‌ها و هم گردشگران را به خود جذب کرد.

he enjoyed the quaintness of the small town's traditions.

او از سنت‌های شهر کوچک با حال و هوای خاصش لذت می‌برد.

the quaintness of the decor made the event feel special.

دکوراسیون با حال و هوای خاص، باعث شد رویداد خاص به نظر برسد.

there is a quaintness to her storytelling that captivates everyone.

سبک داستان‌گویی او با حال و هوای خاصش، همه را مجذوب خود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید