quantizes

[ایالات متحده]/ˈkwɒn.tɪ.zaɪz/
[بریتانیا]/ˈkwɑːn.tɪ.zaɪz/

ترجمه

v. به مقادیر یا ارزش‌های گسسته تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

quantizes data

کمی‌سازی داده

quantizes values

کمی‌سازی مقادیر

quantizes signals

کمی‌سازی سیگنال‌ها

quantizes input

کمی‌سازی ورودی

quantizes output

کمی‌سازی خروجی

quantizes levels

کمی‌سازی سطوح

quantizes features

کمی‌سازی ویژگی‌ها

quantizes image

کمی‌سازی تصویر

quantizes parameters

کمی‌سازی پارامترها

quantizes range

کمی‌سازی محدوده

جملات نمونه

the algorithm quantizes the audio signal for better processing.

الگوریتم سیگنال صوتی را برای پردازش بهتر کوانتیزه می‌کند.

in machine learning, the model quantizes data to reduce complexity.

در یادگیری ماشین، مدل داده‌ها را برای کاهش پیچیدگی کوانتیزه می‌کند.

the system quantizes the image to enhance its resolution.

سیستم تصویر را برای افزایش وضوح آن کوانتیزه می‌کند.

the software quantizes the video frames for smoother playback.

نرم‌افزار فریم‌های ویدئویی را برای پخش روان‌تر کوانتیزه می‌کند.

he quantizes the measurements to prepare for analysis.

او اندازه‌گیری‌ها را برای آمادگی تجزیه و تحلیل کوانتیزه می‌کند.

the engineer quantizes the signals to improve transmission efficiency.

مهندس سیگنال‌ها را برای بهبود کارایی انتقال کوانتیزه می‌کند.

the model quantizes the weights during training to save memory.

مدل وزن‌ها را در طول آموزش برای صرفه‌جویی در حافظه کوانتیزه می‌کند.

quantizes the data to fit into the available storage space.

داده‌ها را برای قرار گرفتن در فضای ذخیره‌سازی موجود کوانتیزه می‌کند.

this method quantizes the colors for better image compression.

این روش رنگ‌ها را برای فشرده‌سازی بهتر تصویر کوانتیزه می‌کند.

the device quantizes the input signals for digital processing.

دستگاه سیگنال‌های ورودی را برای پردازش دیجیتال کوانتیزه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید