gradation

[ایالات متحده]/grə'deɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/grə'deʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انتقال یا پیشرفت تدریجی از یک چیز به چیز دیگر; مقیاسی از سطوح یا درجات.

عبارات و ترکیب‌ها

smooth gradation

گرادیشن صاف

color gradation

گرادیشن رنگ

gradation effect

اثر گرادیشن

جملات نمونه

minute gradations of distance.

میزان دقیق فواصل

the Act fails to provide both a clear and defensible gradation of offences.

این قانون قادر نیست هم یک درجه‌بندی روشن و هم یک درجه‌بندی قابل دفاع از جرایم ارائه دهد.

gradations of feeling from infatuation to deep affection;

درجات احساس از شیفتگی تا محبت عمیق;

amorphous shapes in subtle gradations of green and blue.

اشکال غیر شکل در طیف‌های ظریف سبز و آبی.

gradations of educational attainment that mirror differences in social background.

درجات تحصیلات که تفاوت در پیشینه اجتماعی را منعکس می کند.

Comparison of Homologous Gradation for Isosteric Thienyl-and Phenyl-Polyene Series Ⅰ.

مقایسه درجه همولوگ برای سری پلیین ایزوستریک تنیل و فنیل Ⅰ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید