quarterbacks

[ایالات متحده]/ˈkwɔːtəˌbæks/
[بریتانیا]/ˈkwɔrtərˌbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در فوتبال آمریکایی) بازیکنی که حمله را هدایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

top quarterbacks

چهارتیاهای برتر

starting quarterbacks

چهارتیاهای شروع کننده

backup quarterbacks

چهارتیاهای ذخیره

elite quarterbacks

چهارتیاهای نخبه

young quarterbacks

چهارتیاهای جوان

quarterbacks club

باشگاه چهارتیا

mobile quarterbacks

چهارتیاهای مجهز

quarterbacks draft

انتخاب چهارتیا

quarterbacks ratings

رتبه بندی چهارتیا

quarterbacks stats

آمار چهارتیا

جملات نمونه

the quarterbacks are the leaders on the field.

دروازه‌بان‌ها رهبران در زمین هستند.

many quarterbacks have strong arm strength.

بسیاری از دروازه‌بان‌ها قدرت بازو قوی‌ای دارند.

quarterbacks must read the defense quickly.

دروازه‌بان‌ها باید به سرعت دفاع را بخوانند.

some quarterbacks excel in pressure situations.

برخی از دروازه‌بان‌ها در شرایط پرفشار عملکرد خوبی دارند.

quarterbacks often study game film to improve.

دروازه‌بان‌ها اغلب فیلم بازی را برای بهبود مطالعه می‌کنند.

top quarterbacks can make quick decisions.

بهترین دروازه‌بان‌ها می‌توانند تصمیمات سریع بگیرند.

quarterbacks need to communicate well with their teammates.

دروازه‌بان‌ها باید به خوبی با هم‌تیمی‌های خود ارتباط برقرار کنند.

injuries can impact quarterbacks' performance significantly.

آسیب‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی بر عملکرد دروازه‌بان‌ها تأثیر بگذارند.

quarterbacks are often evaluated based on their stats.

دروازه‌بان‌ها اغلب بر اساس آمارشان ارزیابی می‌شوند.

young quarterbacks can learn from veteran players.

دروازه‌بان‌های جوان می‌توانند از بازیکنان با تجربه یاد بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید