quarterlights

[ایالات متحده]/ˈkwɔːtəlaɪts/
[بریتانیا]/ˈkwɔːrtərlaɪts/

ترجمه

n. پنجره جانبی یک وسیله نقلیه، به ویژه یک اتومبیل

جملات نمونه

the cathedral's quarterlights cast colored light across the nave.

نور رنگی از نورپردازهای کاتدرال روی ناو پراشوند.

stained glass quarterlights adorned the gothic chapel.

نورپردازهای شیشه رنگی زیبایی به کپل گوتیک اضافه کردند.

morning light filtered through the quarterlights above the door.

نور صبح از نورپردازهای بالای درب عبور کرد.

the quarterlights were fitted with intricate ironwork.

نورپردازها با کارهای آهنی پیچیده تجهیز شدند.

antique quarterlights added character to the old mansion.

نورپردازهای باستانی به خانه قدیمی ویژگی اضافه کردند.

the architect designed decorative quarterlights for the facade.

معمار نورپردازهای زیبایی را برای فاساد طراحی کرد.

dust covered the leaded quarterlights in the abandoned church.

گرد و غبار نورپردازهای مسی در کلیسا ترکیده را پوشانده بود.

restoration experts cleaned the damaged quarterlights carefully.

متخصصان بازسازی به دقت نورپردازهای آسیب دیده را تمیز کردند.

rain pattered against the small quarterlights throughout the night.

بیشمار باران در طول شب روی نورپردازهای کوچک ضربه می‌زد.

the quarterlights featured biblical scenes in vivid colors.

نورپردازها داستان‌های مقدس را با رنگ‌های زنده نمایش می‌دادند.

sunlight illuminated the interior through the lattice quarterlights.

نور خورشید از طریق نورپردازهای چوبی داخل را روشن می‌کرد.

the wooden quarterlights had weathered to a silver gray.

نورپردازهای چوبی به رنگ خاکستری فلزی تبدیل شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید