queasily aware
با آگاهی تهوعآلود
queasily accepted
با پذیرش تهوعآلود
queasily glancing
با نگاهی گذرا و تهوعآلود
queasily laughing
با خنده تهوعآلود
queasily waiting
با انتظار تهوعآلود
queasily responding
با پاسخگویی تهوعآلود
queasily moving
با حرکت تهوعآلود
queasily nodding
با تکان دادن سر تهوعآلود
queasily watching
با تماشای تهوعآلود
queasily thinking
با تفکر تهوعآلود
she felt queasily after the roller coaster ride.
او بعد از سواری با شهربازی احساس تهوع کرد.
he looked at the food queasily, unsure if it was safe to eat.
او به غذا نگاه کرد و با تردید و احساس تهوع مطمئن نبود که خوردن آن ایمن است.
they walked queasily through the haunted house.
آنها با احساس تهوع از میان خانه وحشت عبور کردند.
she spoke queasily during the presentation.
او در طول ارائه با احساس تهوع صحبت کرد.
he felt queasily as he watched the horror movie.
او در حالی که فیلم ترسناک تماشا میکرد، با احساس تهوع احساس کرد.
she was queasily aware of the tension in the room.
او به طور آزاردهنده از تنش در اتاق آگاه بود.
the thought of public speaking made him feel queasily nervous.
فکر صحبت کردن در جمع او را به طور آزاردهنده مضطرب کرد.
he sat queasily in the dentist's chair.
او با احساس تهوع روی صندلی دندانپزشک نشست.
she felt queasily overwhelmed by the amount of work.
او با حجم کاری که داشت، احساس تهوع کرد.
he glanced at the news queasily, fearing the worst.
او با ترس به اخبار نگاه کرد و احساس تهوع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید