queenly

[ایالات متحده]/ˈkwiːnli/
[بریتانیا]/ˈkwinli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا مربوط به یک ملکه؛ باشکوه؛ سخاوتمند

عبارات و ترکیب‌ها

queenly grace

ظرافت ملکه وار

queenly presence

حضور ملکه وار

queenly attire

لباس ملکه وار

queenly beauty

زیبایی ملکه وار

queenly manner

رفتار ملکه وار

queenly dignity

وقار ملکه وار

queenly aura

هاله ملکه وار

queenly power

قدرت ملکه وار

queenly elegance

ظرافت ملکه وار

queenly spirit

روح ملکه وار

جملات نمونه

the queenly woman walked gracefully through the hall.

زن ملکه مانند با وقار از راهرو عبور کرد.

her queenly demeanor commanded respect from everyone.

ظاهر ملکه مانند او احترام را از همه طلب کرد.

she wore a queenly gown that dazzled the crowd.

او یک لباس ملکه مانند پوشید که جمعیت را مسحور کرد.

the queenly presence of the actress captivated the audience.

حضور ملکه مانند بازیگر، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

with a queenly smile, she greeted her guests.

با لبخندی ملکه مانند، مهمانان خود را خوشامد گفت.

her queenly attitude made her a natural leader.

حرف و عمل ملکه مانند او، او را به یک رهبر طبیعی تبدیل کرد.

the queenly air around her was undeniable.

فضای ملکه مانند اطراف او انکارناپذیر بود.

she carried herself with a queenly grace.

او با وقاری ملکه مانند رفتار می کرد.

the queenly elegance of the palace was breathtaking.

ظرافت ملکه مانند کاخ نفس گیر بود.

her queenly confidence inspired those around her.

اعتماد به نفس ملکه مانند او، الهام بخش کسانی که در اطرافش بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید