quenchability

[ایالات متحده]//ˌkwentʃəˈbɪləti//
[بریتانیا]//ˌkwentʃəˈbɪləti//

ترجمه

n. توانایی یا گرایش به خاموش شدن؛ کیفیتی که امکان رفع، خاموش کردن یا سرد شدن آن وجود دارد؛ درجه‌ای که یک نیاز، خواسته یا تشنگی قابل رفع است؛ (فرادستی) ظرفیت یک فلز، به‌ویژه فولاد، برای سخت شدن در اثر خاموش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

high quenchability

قابلیت اطمینان بالا

low quenchability

قابلیت اطمینان پایین

quenchability test

آزمایش قابلیت اطمینان

measure quenchability

اندازه‌گیری قابلیت اطمینان

improve quenchability

بهبود قابلیت اطمینان

quenchability rating

امتیاز قابلیت اطمینان

quenchability factors

عوامل قابلیت اطمینان

quenchability data

اطلاعات قابلیت اطمینان

quenchability results

نتایج قابلیت اطمینان

quenchability curve

منحنی قابلیت اطمینان

جملات نمونه

the quenchability of this mineral water makes it a popular choice after workouts.

قابلیت رفع تشنگی این آب معدنی آن را به یک انتخاب محبوب پس از تمرینات تبدیل کرده است.

we compared the quenchability of several sports drinks in hot weather.

ما قابلیت رفع تشنگی چندین نوشیدنی ورزشی را در هوای گرم مقایسه کردیم.

the bartender balanced sweetness and acidity to improve the cocktail's quenchability.

بارتندر تعادلی بین شیرینی و اسیدیته ایجاد کرد تا قابلیت رفع تشنگی کوکتل را بهبود بخشد.

adding a hint of citrus increased the tea's quenchability without extra sugar.

اضافه کردن مقدار کمی مرکبات باعث افزایش قابلیت رفع تشنگی چای بدون شکر اضافی شد.

chilled cucumber slices can boost the quenchability of a plain pitcher of water.

ورقه‌های خیار خنک شده می‌توانند قابلیت رفع تشنگی یک پارچ آب ساده را افزایش دهند.

consumers rated the quenchability of the new soda lower than expected.

مصرف‌کنندگان قابلیت رفع تشنگی نوشابه جدید را کمتر از حد انتظار ارزیابی کردند.

for summer menus, the chef prioritizes light flavors and high quenchability.

برای منوی تابستان، سرآشپز طعم‌های سبک و قابلیت رفع تشنگی بالا را در اولویت قرار می‌دهد.

the recipe targets maximum quenchability by limiting salt and keeping carbonation moderate.

دستور غذا با محدود کردن نمک و حفظ کربناسیون متوسط، هدف خود را حداکثر کردن قابلیت رفع تشنگی قرار داده است.

ice-cold serving temperature improves perceived quenchability for most beverages.

دمای سرو بسیار سرد، قابلیت رفع تشنگی درک شده را برای اکثر نوشیدنی‌ها بهبود می‌بخشد.

the label highlights natural ingredients and promises superior quenchability.

برچسب مواد طبیعی را برجسته می‌کند و قابلیت رفع تشنگی برتر را نوید می‌دهد.

after the hike, we wanted water for its clean quenchability, not another sweet drink.

بعد از پیاده‌روی، ما آب را به خاطر قابلیت رفع تشنگی خالصش می‌خواستیم، نه نوشیدنی شیرین دیگری.

they ran a blind taste test to measure quenchability alongside flavor and aroma.

آنها یک تست طعم کور انجام دادند تا قابلیت رفع تشنگی را در کنار طعم و عطر اندازه‌گیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید