quibbles

[ایالات متحده]/ˈkwɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈkwɪbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتراضات یا انتقادات جزئی
v. بحث کردن یا اعتراض کردن درباره یک موضوع جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

no quibbles

بدون اما و اگر

quibbles aside

با وجود اما و اگرها

quibbles and nitpicks

اما و اگرها و ریزه‌کاری‌ها

quibbles over

بحث در مورد

quibbles about

بحث درباره

quibbles regarding

در مورد اما و اگرها

no more quibbles

دیگر هیچ اما وگری

quibbles in detail

اما و اگرها با جزئیات

quibbles to avoid

اما و اگرها که باید از آنها اجتناب کرد

quibbles and debates

اما و اگرها و مناظرات

جملات نمونه

there were some quibbles about the terms of the contract.

در مورد شرایط قرارداد، بحث‌های جزئی وجود داشت.

despite minor quibbles, the project was a success.

با وجود اختلافات جزئی، پروژه موفقیت‌آمیز بود.

they often engage in quibbles over trivial matters.

آنها اغلب در مورد مسائل جزئی به بحث و جدل می‌پردازند.

her quibbles regarding the budget were noted.

اعتراضات او در مورد بودجه مورد توجه قرار گرفت.

the committee had some quibbles about the proposal.

کمیته در مورد پیشنهاد، اختلافاتی داشت.

he tends to focus on quibbles rather than the big picture.

او معمولاً به جای تصویر بزرگ، روی اختلافات جزئی تمرکز می‌کند.

we should avoid quibbles and work towards a solution.

ما باید از اختلافات جزئی اجتنا کنیم و به سمت یک راه حل کار کنیم.

her quibbles were seen as unnecessary by the team.

تیم، اعتراضات او را غیرضروری تلقی کرد.

there were quibbles about the accuracy of the data.

در مورد دقت داده‌ها، اختلافاتی وجود داشت.

let's not get bogged down in quibbles during this meeting.

در طول این جلسه، در اختلافات جزئی غرق نشویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید